۱۳۹۳ خرداد ۶, سه‌شنبه

آیا سفر هنرمندان به برزیل مجانی است؟ / پوریا پورسرخ در برنامه سلام تهران

 


پوریا پورسرخ پنجشنبه یکم خرداد مهمان برنامه «سلام تهران» شبکه پنج بود. این بازیگر سینما و تلویزیون که برای نخستین بار در یک برنامه صبحگاهی حاضر شده بود، پشت یک نیمکت دوران مدرسه نشست و از خاطرات دوران تحصیلش سخن گفت و اینکه چه مسیری را طی کرد تا توانسته بازیگر موفقی باشد.


پوریا پورسرخ در گفته های خود اشاره کرد کسانی که من را نمی شناسند شاید تصور کنند من قیافه می گیرم اما در واقع این طور نیست و دلیل این برداشت شاید این باشد که روحیه آرام و گوشه گیری دارم و دوستانی که از نزدیک با من آشنایی دارند به خوبی من را می شناسند. او به صمیمیتش با هیراد حاتمی، مجری برنامه اشاره کرد و گفت: «هیراد حاضر است شهادت دهد که من تا چه اندازه گوشه گیرم و اصلا به اصطلاح در قیافه نیستم. می توانم بگم شاید کمتر از پنج درصد هستند که تصور را نسبت من دارند.»


635183829742033968


وی در ادامه گفتگو خود در برنامه سلام تهران درباره کم کاری خود گفت:«من حدود یک سالی با پروژه سینمایی «رستاخیز» همکاری داشتم و در حال حاضر هم در حال بازی دراولین مجموعه ۱۰۰ قسمتی به نام «کیمیا» هستم»


پورسرخ از علاقه خود به ورزش و ویژه فوتبال گفت و متذکر شد که چندی پیش در رسانه ها عنوان شد که تعدادی بازیگران به صورت مجانی برای مسابقات جام جهانی فرستاده خواهند شد: « من کاملا این موضوع را تکذیب می کنم. انتشار نادرست این مطلب هم از آنجا بود که اسپانسری طی یک شرایط و در ازای مسابقه ای قرار بود که این کار را انجام دهد. شاید درست نباشد که من جزییات آن مجموعه اسپانسر را عنوان کنم ولی انصافا کسی تا به حال مجانی ما را تا عوارضی هم نبرده است و این موضوع شایعه‌ای بیش نبوده است».


پوریا پورسرخ از علاقه خود به فیلم «روز سوم» گفت: « هنوز وقتی که به خرمشهر سفر می کنم به خیابان محل فیلمبرداری و ضبط فیلم «روز سوم» برای تجدید خاطرات سر می زنم».


حضور پور سرخ در برنامه تلویزیونی سلام تهران با یک حاشیه نیز روبرو بود به طوریکه در انتهای گفته های خود به یکباره او اعلام کرد علیرغم دلخوری که از مدیران شبکه تهران دارد به دلیل دوستی خود با مجری برنامه حاضر به شرکت در برنامه سلام تهران شده است. این اظهار نظر او سبب شد تا مجری برنامه از پور سرخ بخواهد گذشته ها را کنار بگذارد و با شبکه تهران آشتی کند.


خبرآنلاین


 



آیا سفر هنرمندان به برزیل مجانی است؟ / پوریا پورسرخ در برنامه سلام تهران

شهاب حسینی از علت واقعی بستری شدنش در بیمارستان می گوید

خبر بستری شدن شهاب حسینی در بیمارستان طی چند روز گذشته در صدر اخبار رسانه‌ها قرار داشت.اخباری که بعضا در فضای مجازی تبدیل به شایعه شد و حتی دلخوری خانواده این بازیگر را به دنبال داشت. طی چند روز گذشته اخبار مربوط به بستری شدن این بازیگر تنها ازطریق نزدیکان او منتشر می‌شد. اخباری که باعث شد به برخی شایعات دامن زده شود. روز گذشته شهاب حسینی برای اولین بار درباره دلیل اتفاقات رخ داده وبستری شدنش در بیمارستان صحبت کرد. او درباره دلیل اصلی بستری شدنش در بیمارستان گفت: «طی یکسال گذشته در شرایط سختی از نظر روحی و روانی بوده ودلیل عمده این شرایط سخت به غیر از مسائل کاری ناشی از ساخت اولین فیلم بلندم و مشکلات جانبی بود. بیماری خواهرم و پدر و مادرم مرا از نظر روحی خسته و عصبی کرده بود که در نهایت باعث شد در بیمارستان بستری شوم.»


image 13930304240240


او درباره اظهارنظر پزشکان درباره بستری شدنش گفت: «اسپاسم عضله در ناحیه سینه وقلب باعث شد به بیمارستان بروم که البته دلیل آن هم فشار عصبی بود. سه روز در بخش سی سی یو تحت نظر پزشکان بودم اما خدا را شکر الان وضعیتم خوب است.»


شهاب حسینی درخصوص وضعیت فعلی‌اش گفت: «تلاش می‌کنم به زندگی عادی برگردم. دوران نقاهت و پیگیری برای انجام تعهدات قبلی‌ام در حیطه سینما را همزمان پشت سر می‌گذارم. دوست ندارم وقفه‌ای در انجام تعهداتم به وجود بیاید. همین وقفه از نظر روحی من را اذیت می‌کند.»


این بازیگر ضمن تشکر از همه مردم و کسانی که طی این مدت جویای حالش بودند گفت: «واقعا از لطف مردم، دوستان و همکارانم سپاسگزارم و از صمیم قلب تشکر می‌کنم. امیدوارم بتوانم محبت‌های این دوستان را در خوبی‌ها و خوشی‌ها جبران کنم و ازخدا می‌خواهم هیچ کس چنین شرایطی را تجربه نکند.»


روزنامه بانی فیلم


 



شهاب حسینی از علت واقعی بستری شدنش در بیمارستان می گوید

دلایل محبوبیت رضا عطاران + عکس

او می تواند در یک فیلم خیلی معمولی راه برود اما همه را بخنداند. وقتی مشغول حرف زدن با اهالی خانه است، ضمن صحبت ها مدام انگشت هایش را روی بخاری بگذارد و از همین شوخی های ریز همه را از خنده روده بر کند.


می تواند در هیبت «آقای جبلی» بدون گفتن هیچ دیالوگی موقع هم قدی کردن با »خانم دارابی» در «ورود آقایان ممنوع!» کاری کند که همه ریسه بروند. او وقتی از دستشویی برمی گردد، هیچ چیز خاصی نمی گوید و فقط دست های خسیسش را می مالد به شلوارش اما همه تا مرز انفجار می خندند.


او حتی وقتی جدی هم هست، باز شیرین است. در «بی خود و بی جهت» یک لحظه هم تلاش نمی کند همه را به خنده بیندازد اما کل کل هایش با احمد مهران فر و همسر بی اعصاب و راننده روی اعصاب، تماشاچی ها را به قهقهه می اندازد. در «ترش و شیرین» یک آدم کاملا بی مسئولیت و آویزان است که می خواهد از همه، چیزی بکند اما باز هم دوستش داریم. این محبوبیت در همه نقش ها و فیلم ها چه رازی دارد؟ ما فکر می کنیم این ۵ دلیل ویژگی هایی است که او را به این کاراکتر محبوب و شیرین تبدیل کرده.


کودکانگی و بی قیدی دارد


آن سوی آدم بزرگ ها


روی مبل لم داده ایم و تلویزیون تماشا می کنیم یا در سالن تاریک سینما توی صندلی مان فرو رفته ایم و روی پرده عریض و طویل، مردی را تماشا می کنیم که کارهایش دست کمی از خواهرزاده چند ساله مان ندارد. گاهی به کارش می خندیم و گاهی وقت ها هم لجمان را درمی آورد. بیشتر وقت ها هم کارهایی می کند یا حرف هایی می زند که فکر می کنیم ما خیلی وقت است بزرگ شده ایم. خیلی وقت است که خیلی از کارها را به حساب آدم بزرگ شدن نباید انجام داد و آن وقت است که تازه داستان ما با آدم های دور و برمان شروع می شود.


cvlv1lyg6tlqjbyzu4

ما می خواهیم خود رک، بی قید یا حتی بی ملاحظه باشیم اما ور آدم بزرگوارمان می گوید که باید آدم حسابی باشی. بعد لیست بلندبالایی از باید و نبایدها توی ذهن مان ردیف می شود. لیستی که آن را قبول نداریم و فقط به خاطر برچسب آدم بزرگ بودن باید آنها را رعایت کنیم. حالا ما تبدیل به موجود بلاتکلیف و متناقضی می شویم که خیلی وقت ها رفتارهایش با کارهایش زمین تا آسمان فرق می کند اما عطاران نشان داده که حداقل در نقش هایش اینطور این بلاتکلیفی آدم بزرگ ها را ندارد.


او بی خیال از همه دور و بری های خودش است. از دیوار راست بالا می رود. بلند بلند حرف می زند. به راحتی اعتماد می کند. دروغ های بی اهمیت می گوید. بی پروا زیر خنده می زند و هزار و یک رفتار دیگر که آدم بزرگ ها زیرزیرکی یا به شکل ناخودآگاهی انجام می دهند.


عطاران در آخرین فیلمش (رد کارپت که در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد) با مجموعه ای از همه این رفتارها نشان داد که با عطاران آدم بزرگ چندان فرقی ندارد. آن بی قیدی و کودکانگی اش که همه آدم بزرگ ها سعی می کنند آن را پنهان کنند. او به شکل یک فیلم سینمایی درمی آوردش و بدون کمترین نگرانی روی پرده سینما برای صدها نفر به تماشا می گذارد. او می تواند اینطور رو با خودش طرف شود چون هر چه باشد او عطاران است و بی پروایی مشخصه کارهایش.


کمدی منحصر به فرد دارد


کمدی خاکستری


اسم کمدی که به میان می آید، تصاویر مهران مدیری، رضا عطاران و پیمان قاسم خانی بیشتر از هر کس دیگری به ذهن متبادر می شود. سه نفری که به ضرس قاطع کمدی سینما و تلویزیون ایران را می سازند و دیگران در پله های پایین تر و اغلب دنباله رو آنها محسوب می شوند. هر چند که سبک و مسیر هر کدام از این سه نفر هم بسیار با دیگری متفاوت باشد.


در این میان این عطاران است که کمدی هایش به جراحی دقیق و رئال گونه طبقه متوسط جامعه شباهت دارد و عموم ما در طنزش می توانیم مولفه های زندگی و شخصیتی خود یا اطرافیان را پیدا کنیم. او که اوایل راه، به عنوان بازیگر در طنز آیتمی مدیری و بعد با نویسندگی شروع کرد، خیلی زود مسیرش را به سمت کارگردانی تغییر داد تا تبدیل به کارگردانی شود که بی هیچ حراسی و کاملا بی رحمانه، طبقه متوسط جامعه را وارد قاب تصویر تلویزیون می کند. کاری که تا قبل از او تقریبا بعید به نظر می رسید و البته این تصاویر چنان واقعی و دقیق بود که تنها از کسی مانند او برمی آمد. کسی که آنچنان که در مصاحبه ای گفته بود، خودش ماشین نداشت و با تاکسی و اتوبوس رفت و آمد می کرد (نقل به مضمون) و در قلب این طبقه قرار داشت و انگار از خودشان بود.


با چنین شناختی است که عطاران متفاوت از مدیری و قاسم خانی، جنسی از طنز را خلق می کند که از دل نمایش تناقضات رفتاری و اعتقادی این قشر می آید. برخلاف مدیری که اغلب طنزش را آیتمی برگزار می کند و قاسم خانی که کمدی اش را مدیون قرار دادن شخصیت ها در موقعیتی متفاوت است.


t1itxtlqr9y9f0jfyk

این کارگردان بی هیچ تعارف و رودربایستی و گاهی بی رحمانه مناسباتی را در این قشر از مردم نشان می دهد که اگرچه تلخ است اما در عوض آنها را از حاشیه وارد متن قصه کرده و تبدیل به قهرمانان داستان می کند. قهرمانانی عموما خاکستری که صرفا با نمایش همین مناسبات و تناقضات و به دور از افتادن در دام لمپنی و لودگی، کمدی ایجاد می کنند (نمایش برگزاری مراسم ختم در بزنگاه، رابطه داماد و پدر زن در متهم گریخت و …) همین جنس کمدی است که او را از دیگران متمایز و برتر می کند.


کمدی اشخاص خاکستری واقعی که به ضرورت به سمت سیاهی هم متمایل می شوند و سرشارند از نقاط ضعف گولی، سادگی، پول دوستی، دروغگویی، تظاهر و … که البته به جایش مهربانی، خانواده دوستی، زرنگی و انسانیت هم از خودشان نشان می دهند. تصویری به غایت واقعی و جسورانه که در متهم گریخت، ترش و شیرین و بزنگاه پشت سر هم تکرار و در آخری به اوج رسید؛ و شاید همین آیینه قرار دادن مقابل واقعیت بود که افرادی را خوش نیامد.


شجاعت نقد اجتماعی دارد


مهمترین ویژگی یک مرد ۴۶ ساله


مهمترین ویژگی رضا عطاران بامزگی اش نیست. این درست که کاراکترهای داستان های او را جای دیگری نمی توانید پیدا کنید، درست است که جزییات فراوانی که در هر پلان از کارهایش می بینیم، لذت تماشا را دو چندان می کند و قبول که ریتم قصه هایش تند است و آب نمی بندد اما کارهای او اکثرا با مسائل اجتماعی گره خورده اند. او شیفته دقت و توجه به آدم ها و موقعیت های ظاهرا «معمولی»جامعه است. کسانی که ما بی اعتنا از کنارشان رد می شویم، برای عطاران «مساله» اند. موقعیت های تکراری هزار بار تجربه شده هم همینطور.


در خانه به دوش قصه اصلی درباره رفتن شخصیت اصلی به مالزی است. درست همان موجی که آن سال ها بخشی از قشر کم درآمد جامعه ایرانی را به خودش مشغول کرده بود. به بهانه این خط قصه (که خب هیچ وقت هم اتفاق نمی افتاد) ما با فضاهایی روبرو می شدیم که اگرچه بین مردم درباره اش صحبت می شد اما رسانه های رسمی علاقه چندانی بهش نداشتند.


رفتن به کشورهای دور و بر برای کار، شرکت هایی که این نقل و انتقال را انجام می دهند، کلاه برداری هایی که برای مراجعه کننده های ناچار و ساده لوح رخ می دهند و … او این نگاه نقادانه اجتماعی را که متعلق به خودش هم هست و مشابهی ندارد، تقریبا در تمام کارهایش دنبال می کند.

در متهم گریخت، خانواده ای از یکی از شهرهای اطراف تهران به پایتخت می آیند چون کاری برای مرد خانواده پیدا شده که در واقع نشده و آنها را آواره می کند. در ترش و شیرین مشکلات آدم پولدارها هم به مال فقیرها اضافه می شود و در بزنگاه نگاه اجتماعی عطاران به مناسبات یک خانواده متوسط ایرانی به اوج می رسد.


اما طنز اجتماعی پدیده خیلی جدیدی نیست. خیلی های دیگر هم سراغ این قبیل داستان ها و کمدی ها می روند. چیزی که مهر اختصاصی عطاران را به سریال هایش می زند، جسارت و شجاعتی است که او در پرداخت موقعیت های معمول جامعه دارد.


قسمت های اول سریال بزنگاه را یادتان هست که در آن رفتار خانواده مرحوم در خانه و در مراسم خاکسپاری و ختم با جزییات تمام به تصویر کشیده شده بود و گاهی آنقدر در بعضی جاها ریز می شد که به بعضی ها حس توهین می داد؟ (شکل محاسبه روز چهلم و بحث مبسوطی که بین اعضای خانواده درمی گیرد، یکی از نمونه های کوچک این ماجراست(.


4aq6987hoq0b3muthgsq


قضیه همین است. عطاران جسورانه و با همان نگاه تیزبین نقادانه اش وارد موقعیت های عادی زندگی مردم می شود و این قدرت را دارد تا از دل آن «هیچی» بهترین و جذابترین درام های اجتماعی سال های اخیر تلویزیون را بیرون بیاورد. مهمترین ویژگی رضا عطاران بامزگی اش نیست، شجاعت و جسارتش است.


با مخاطب فاصله ای ندارد


ورود هیات همراه ممنوع


»سلام آقای عطاران! از بچه های همشهری جوان هستیم. شما همچنان نمی خواین مصاحبه کنین؟» عصر یک روز بارانی بود، توی سالن سینما عصر جدید. با احسان عمادی رفته بودیم سینما. بخاری قدیمی جلوی بوفه، طبق معمول بوی نفت می داد و دخترها و پسرها طبق معمول روی سکوی پایین پله ها نشسته بودند در انتظار شروع شدن «ورود آقایان ممنوع«


رضا عطاران، کمی آنطرف تر، آنجایی که میز و صندلی های پلاستیکی چیده اند، داشت قدم می زد. مثل همیشه کلاه خاصی روی سرش بود. ریش هایش را اصلاح نکرده بود. یک کت تک خاکستری به تن داشت و گهگاه نگاهی به ساعتش می انداخت. او هم آمده بودفیلم را اینجا تماشا کند. برعکس همه سلبریتی هایی که می روند سینما آزادی یا اریکه یا نهایتا پردیس ملت.


تنها آمده بود، برعکس ستاره هایی که یک دوجین عاشق و فدایی و پیشقراول و هیات رسمی همراه خودشان می کنند. توی چشم کسی نگاه نمی کرد. حتی کلاهش را بالاتر نمی برد که شک تین ایجرهایی که پف فیل می خوردند و با کنجکاوی نگاهش می کردند برطرف شود. اینقدر رفتارش معمولی بود که شک می کردی واقعا رضا عطاران باشد.


qu73ybn0krv1eh3cvq

سوالمان را که شنید، از همان خنده های صدادار معروف خودش کرد و گفت: «خوبین؟ بچه ها خوبن؟ اسمتون چیه؟» خودمان را معرفی کردیم. دستمان را گرفت و برد کنار صندلی های پلاستیکی «چشمای منو نیگا کنین! خیلی سرم شلوغه این روزا، حتی نمی رسم بخوابم، چه برسه به مصاحبه. یه وقت فک نکنین دارم کلاس می ذارما، نمی رسم جان ایمان!«


این کلمه آخر را یک جوری زیرپوستی گفت که فکر کردیم واقعا پسرخاله ایم. دست دادیم و خداحافظی کردیم. تا وقتی فیلم شروع شود، اوضاع عطاران واقعی همینجوری بود. گهگاه آدم ها می آمدند سراغش، همان صدای خنده آشنا بلند می شد. یک گپ و گفت دو دقیقه ای شکل می گرفت و نهایتا به یک عکس سلفی دو سه نفره ختم می شد. آن شب، آنجا، وسط بوی قاطی شده نفت و باران، رضا عطاران همان قدری ساده و دوست داشتنی بود که چند دقیقه بعد توی ورود آقایان ممنوع می دیدیمش.


بی حاشیه است


جدی نگیرید!


همسر او از اهالی سینماست. نام او را می دانید؟ یک بار در فیلم «صندلی خالی» با خودش همبازی بوده؟ عطاران احتمالا دستمزد بالایی می گیرد. این حداقل حق اوست اما می دانید چقدر؟ تال به حال شنیده اید که فقط برای یک بار عددی نجومی درباره قرارداد او منتشر شود؟ به گوشتان خورده که او زد و بند و رازهایی مگو در پشت پرده سینما و زندگی شخصی اش داشته باشد؟


نه، چون او بی حاشیه است. چون او ترجیح می دهد در متن زندگی کند. حتی وقتی برای چند سال ممنوع شد، رفت ازدواج کرد و یک دفتر پخش مواد غذایی زد و با یک وانت آبی در سوپرمارکت های شهر چیپس و مربا و پفک پخش کرد. خودش هم هنوز نمی داند آن چند سال چرا ممنوع از کار بوده اما برایش مهم نیست.


xbo8i44x1pe4n5gvdto

برای او اهمیت ندارد که دیگران از حرف های جنجالی او، از «من آدم رکیکی هستم و به سینمای سخیف تعلق دارم» و از «شلوار پایین کشیدن برای خنداندن مردم» کوه بسازند. او بلد است توضیح بدهد «از نظر من خیلی از این مواردی که شما به عنوان شوخی رکیک ازش یاد می کنید، مسائلی است که در تمام زندگی شما در جریان است. هیچ کدام از این بخش ها مثل فحش دادن و … مواردی نیست که نخواهیم از آنها صحبت کنیم.»


او می تواند کاری کند که اعتراض بزرگی مثل مشایخی به حرف هایش را به یک دعوای پوچ تبدیل نکند و به راحتی توضیح دهد که این نقل قول از او فقط یک سوءتفاهم ساده بوده و همه به این حرفش اعتماد کنند چون او با خودش، با زندگی اش و با مردم صادق است. چون اعتقاد دارد «دنیا را نباید جدی گرفت. اصلا همین جدی گرفتن بیخودی دنیاست که یک جمله ساده از من اینقدر بزرگ می شود، بدون اینکه اصلا توجه کنند من چی گفتم … بابا داریم کار می کنیم که بگذرد. آن بازی کودکانه ای که داشتیم حالا (با سینما) یک خرده جدی تر شده.»


او به خاطر همین تمیز زندگی کردن، گیر حاشیه ها نمی افتد و هنوز همان بچه دوست داشتنی محله «ضد» مشهد است که خلاف سنگینش سیگار کشیدن است و آواز خواندن در خلوت های خودش.


همشهری جوان


 



دلایل محبوبیت رضا عطاران + عکس

محمدرضا گلزار از فیلم جدیدش می گوید

«محمدرضا گلزار» در مسیر جدید فعالیت‌های هنری خود، بازی در دو فیلم «دلم می‌خواد» به کارگردانی بهمن فرمان‌آرا و «مادر قلب اتمی» به کارگردانی علی احمدزاده را انتخاب کرده است. البته پیش از اینها قرار بود در فیلم «لبه پرتگاه» به کارگردانی بهرام بیضایی بازی کند که در نهایت ساخت آن فیلم منتفی شد. او همچنین قرار بود در فیلم‌هایی همچون «سربازان جمعه»، «مهمان مامان»، «دعوت» و… بازی کند که این اتفاق نیفتاد.


در سینمای ایران، محمدرضا گلزار به عنوان «ستاره»‌ای شناخته شده که مردم تمایل دارند با خرید بلیت سینماهایی که فیلم های او را به نمایش درمی‌آورند، نظاره‌گر فیلم‌هایش باشند؛ عنوانی که در سینمای ایران بعد از پیروزی انقلاب کمتر کسی توانست آن را از آن خود کند. در ابتدا او یکی از نوازندگان گروه موسیقی «آریان» بود. از سال۱۳۷۶ به عنوان گیتاریست با این گروه همکاری کرد؛ همکاری‌ای که البته نافرجام بود و ادامه نیافت. گفته می‌شود او به تازگی گروه موسیقی‌ای تحت عنوان REZZAR را به نام خود به ثبت رسانده و قصد دارد خوانندگی را هم تجربه کند. او در عین حال نخستین مردی است که بعد از انقلاب به عنوان «فتو مدل» فعالیت کرد.


با توجه به اینکه گلزار مدتی از سینما دور بود، فرصتی فراهم شد تا با او گفت‌وگویی کوتاه انجام دهیم که پیش روی شماست:


103 239


 


این روزها مشغول چه کاری هستید؟


به تازگی بازی در فیلم سینمایی «مادر قلب اتمی» را به پایان رسانده‌ام. این فیلم فضای بسیار متفاوتی دارد و فکر می‌کنم اولین نمایش آن در جشنواره سی وسوم فجر باشد.


معمولا حضورتان در فیلم‌های سینمایی به شکل «ستاره» مطرح شده، اما اخیرا در فیلم «دلم می‌خواد» به کارگردانی بهمن فرمان‌آرا در جایگاه بازیگر – نقش پسر رضا کیانیان- ایفای نقش کرده‌اید. دلیل آن چیست؟


هر فیلم و کارگردانی شرایط خودش را دارد. بهمن فرمان‌آرا یکی از نسل طلایی موج نویی‌های دهه ۵۰ است که همچنان سرزنده و سرحال فیلم می سازد. دنیای خاص خودش را دارد و هرگز به هر قیمت و هر کیفیتی فیلم نمی‌سازد. همکاری با خالق «شازده احتجاب»، «بوی کافور عطر یاس» و «خانه‌ای روی آب» لذت بسیاری برایم داشت که طعم شیرینش همچنان با من است.


اخیرا در خبرها خوانده‌ام عازم برزیل هستید و مایلید به عنوان «یار دوازدهم»، مشوق و یاریگر عاطفی تیم ملی کشورمان در جام جهانی فوتبال باشید. انگیزه و دلیل این همراهی‌ چیست؟


تیم ملی افتخار هر ایرانی در هرجای دنیاست. من هم از این قاعده مستثنا نیستم. تیم ملی ایران امسال بدون دغدغه به جام جهانی صعود کرد، اما در گروه سختی قرار گرفت. به عنوان یک ایرانی دوست داشتم نقشی هرچند کوچک در موفقیت تیم ملی فوتبال کشورم داشته باشم و به عنوان یک هوادار در برزیل همراهشان باشم. البته تا این لحظه حضورم در برزیل قطعی نشده و به دلایلی ممکن است فرصت همراهی با تیم ملی را در جام جهانی از دست بدهم.


آقای گلزار! شما را به عنوان ستاره‌ای می‌شناسیم که مردم با خرید بلیت سینما، فیلم‌هایتان را تماشا می‌کنند. اما می‌خواهم در نهایت بی‌رحمی سوالی را مطرح کنم. اگر از این به بعد هر فیلمی بازی کنید که دیگر نفروشد، واکنشتان چه خواهد بود؟


به عقیده من فروش یک فیلم به عوامل زیادی بستگی دارد که مهم‌ترینشان فیلمنامه و بازیگر هستند. به عنوان یک بازیگر وقتی پیشنهاد بازی در فیلم به من می‌شود همه جوانب را در نظر می‌گیرم. این دیگر به هوش و انتخاب من برمی‌گردد که فیلم‌هایم پرفروش باشد یا نه. در کنار کیفیت، وجه تجاری فیلم هم برایم اهمیت دارد. جدا از برخی اشتباهات که در کارنامه هر بازیگری وجود دارد من سعی می‌کنم این شاخص‌ها را در انتخاب‌هایم رعایت کنم. به نظر من فروختن یا نفروختن یک فیلم شانسی و اتفاقی نیست. پخش‌کننده، شرایط اکران، تبلیغات و… فقط در بیشتر یا کمترشدن فروش تاثیر دارند. اما بخش اعظم گیشه از قبل قابل پیش‌بینی است.


تماشاگران سینما تا امروز فرصت داشته‌اند وجه دیگری از حضور شما را در فیلم‌هایی همچون «شام آخر»، «بوتیک» و «آتش بس» ببینند. نظرتان درباره این نگاه چیست؟ اصلا دوست دارید این نوع فیلم‌ها را بازی کنید؟


از پیشنهادهای متفاوت استقبال می‌کنم، اما اصراری به بازی در نقش‌های عجیب و غریب ندارم. اگر در راستای یک قصه خوب نقش متفاوتی به من پیشنهاد شود حتما می‌پذیرم. من همیشه سعی می‌کنم بهترین بازی‌ام را انجام دهم، طبیعی است این بازی خوب در فیلمنامه‌ای منسجم به چشم منتقد بیاید. نمونه‌اش فیلم «بوتیک» یا «آتش‌بس» است که یک تیم حرفه‌ای برای به سرانجام رسیدن آن تلاش کردند که خروجی آن، هم باب میل تماشاگران بود و هم منتقدان.


روزنامه شرق


 



محمدرضا گلزار از فیلم جدیدش می گوید

عکس های جدید لیلا حاتمی در مهمانی شام Dior و مجلۀ ELLE

لیلا حاتمی در مهمانی شام Dior و مجلۀ ELLE در جشنواره کن ۲۰۱۴


2uxrb7hwzpvxd9n6j76e


w8b0shwzhmloas6lbou2


7ek9tdz06965qqk9uy7


9a3gl08n1hmank9e1ygh


 



عکس های جدید لیلا حاتمی در مهمانی شام Dior و مجلۀ ELLE

۱۳۹۳ خرداد ۵, دوشنبه

عکسهای آتلیه ای و جذاب سپند امیرسلیمانی

عکسهای آتلیه ای و جذاب سپند امیرسلیمانی


fbrb36nbue50gblkzpzs


xv3d7yydlp40gs3fzz5g


dxguricvipc8xo3v274


ee703kx3znof3xsxmb4


62ycs2d9xwimbnhcu7dz


کمیاب




عکسهای آتلیه ای و جذاب سپند امیرسلیمانی

زوج هاي عاشق هاليوودي كه از هم جدا شدند! +عکس

یکی از مهم ترین جنبه های دنیای سوپراستارها که مورد توجه رسانه ها قرار می گیرد، زندگی خصوصی و شخصی آنهاست.


در ماه ژوئن، کیتی هولمز از دادگاه تقاضای طلاق از تام کروز داد. این زوج در سال ۲۰۰۶ با هم ازدواج کرده بودند.


mr9h1y9worbu9x3ryi05


به گزارش رسانه ها، جاستین بیبر و سلنا گومز در ماه نوامبر از هم جدا شدند. این دو نفر از ماه فوریه ۲۰۱۱ با هم نامزد کرده بودند.


5umkygz6gxzz89tsuh56


راسل کرو و همسرش دانیل اسپنسر در ماه اکتبر جدا شدند. آنها در آوریل ۲۰۰۳ با هم ازدواج کرده بودند.


de7wrwxfutxrwp2ahoo


ایمی پولر و همسرش ویل آرنت پس از ۹ سال زناشویی در ماه سپتامبر جدا شدند.


gy7irnuja0cthwmm1ddv


هایدی کلوم و همسرش سیل (Seal) پس از ۷ سال زناشویی، در ماه ژانویه جدایی خود را اعلام کردند.


vwx4dpng75t9pty8snc


دانیکا پاتریک و همسرش پل هاسپنتال پس از ۷ سال زندگی مشترک، در ماه نوامبر طلاق خود را اعلام کردند.


f221spwm3lqi86fr4jzi


آدام لووین، خواننده گروه Maroon 5 و آن ویالیتسینا، مدل ویکتوریاز سیکرت، در ماه آوریل جدا شدند.


z67ejv83h9yytam39wl


جانی دپ و ونسا پارادی پس از ۱۴ سال، در ماه ژوئن جدا شدند.


53iy1e75af9f1rq7vqv8


دنیس کواید و همسرش کیمبرلی پس از ۸ سال زندگی مشترک در ماه سپتامبر از هم جدا شدند.


s0ki134leq06fbxnw1fq


 


جایمون هونسو و کیمورا لی سایمونز پس از ۵ سال، در ماه نوامبر جدا شدند.


xgo43t3hhvkgb1rfbw1v


به گزارش رسانه ها، اشلی سیمپسون و همسر هنرپیشه اش، وینسنت پیازا در جشن شکرگزاری از هم جدا شدند. این دو حدود یک سال و نیم با هم نامزد بودند.


05x4eg2nxickceulh95


 


دنی دیویتو و همسرش ریا پرلمن پس از ۳۰ سال زناشویی، در ماه اکتبر متارکه کردند.


cyo6d0gsoo3inh5n97re


زوج هالیوودیدنیل رادکلیف و رزی کوکر پس از حدود یک و سال نیم نامزدی، در ماه اکتبر جدا شدند. این زوج وقتیکه کوکر به عنوان معاون تولید کار می کرد با هم آشنا شدند.


fymgydjwqfuwu2ofx0f


 


هایدن پانتیر و اسکاتی مک نایت، بازیکن NFL در ماه نوامبر جدا شدند.


oiq2qotbnkgcyc0akomr


جو و تینا سیمپسون، والدین جسیکا و اشلی سیمپسون، پس از ۳۵ سال زندگی مشترک در ماه اکتبر از هم جدا شدند.


9c70b3l0s15wqb8cghd


کمونه


 



زوج هاي عاشق هاليوودي كه از هم جدا شدند! +عکس