۱۳۹۳ فروردین ۳۱, یکشنبه

زمینه‌های بروز انحرافات اجتماعی زنان در جامعه

مقدمه

مطالعات نشان داده است که جرایم زنان اکثرا غیرخشونت‌آمیز است از جمله این جرایم می‌توان به فحشا اشاره نمود. فحشا به عنوان رایج‌ترین جرم غیرخشونت‌آمیز در طول تاریخ مطرح بوده است. جامعه‌شناسی انحرافات اجتماعی ، به پدیده فحشا به عنوان یک ناهنجاری اجتماعی ، می‌نگرد و علل مختلفی را برای بروز آن مطرح می‌کند. روابط جنسی در میان ملل ابتدایی تا حدود زیادی آزاد بوده است و آثار عمیق فحاشی در این اجتماعات دیده نمی‌شود. در زیر به برخی از عوامل انحرافات اجتماعی اشاره می شود.


عوامل بروز این انحرافات در جامعه

عقب‌ماندگی ذهنی

این افراد از نظر میزان بهره هوشی به گروه‌هایی چون ، شدید یا ایزوله ، خفیف یا تربیت‌پذیر ، ملایم یا آموزش‌پذیر تقسیم می‌شوند. گروه اول و دوم با توجه به بهره هوشی پایین نیاز به مراقبت ویژه توسط سرپرستاران خود دارند. افراد عقب مانده ذهنی آموزش‌پذیر که از هوش بالاتری برخوردارند، معمولا روابط صحیح بین زن و مرد را تشخیص نمی‌دهند و غالبا نمی‌توانند تمایلات خود را کنترل کنند. برخی حتی توانایی پیش‌بینی رفتارهای خود را ندارند.


شخصیت مرزی

بی‌ثباتی در قسمتهای مختلف شخصیت از مشخصه‌های این افراد است. در این افراد ، روابط انسانی معمولا با تنش همراه است و اکثرا رفتارهای غیر قابل پیش‌بینی انجام می‌دهند. این نابهنجاری بیشتر در زنان دیده می‌شود و بیشتر در روابط خانوادگی و شغلی آنان ، اختلال ایجاد می‌کند. این بیماران سریع به کسی دل می‌بندند و سریع دل می‌کنند. احساس ملال دایمی و رفتارهای ماجراجویانه و ضداجتماعی ، از جمله روابط نامشروع جنسی یا مصرف مواد مخدر دارند.


اسکیزوفرنی

به عنوان جدی‌ترین و شدیدترین شکل اختلال روانی است که معمولا در طی نوجوانی یا جوانی روی می‌دهد. این افراد باورهای تحریف شده (هذیان‌ها) را تجربه می‌کنند. تغییرات در عاطفه و هیجان‌ها در آنان متداول است. اختلال‌های رفتاری آنان ممکن است به شکل اعمال غیر عادی که معنای ویژه‌ای دارند ظاهر شوند. این افراد آنجا که از سوی خانواده مورد کم‌توجهی قرار می‌گیرند اغلب دچار مشکلات اقتصادی نیز می‌شود و در صورت ازدواج نیز مورد کم‌توجهی همسرانشان بوده و غالبا زندگی آنها به طلاق می‌انجامد.


اختلال عاطفی

واکنش‌های مانیک جزء اختلالات عاطفی بوده و به دسته هیپومانیا ،‌ مانیای حاد و مانیای هذیانی تقسیم‌بندی می‌شوند. در هر سه نوع ، در زمان بروز حمله‌های مانیک ، انجام واکنش‌های غیر عادی از جمله اعمال جنسی شدید و انحرافی و در انظار دیگران در آنان مشاهده می‌شود. این افراد دارای رفتارهایی چون خوشحالی زیاد ، سرعت در تفکر و تکلم ، حالات هیجانی توام با حرکت زیاد جسمی ، خندیدن و رقصیدن، دویدن و شوخی کردن دایم نیز می‌باشند.


شخصیت ضد اجتماعی (جامعه ستیز)

شخصیت ضد اجتماعی نتیجه پرورش و رشد معیوب شخصیت می‌باشد و فشار استرس عامل موثری در آن محسوب نمی‌شود. این اختلال در طرز رفتار و منش شخص ظاهر گشته و از نظر روانی و عاطفی ملایمی موجود نمی‌باشد این افراد فاقد حس مسئولیت و درک اخلاقی بوده و بندرت به چیزی جدا از امیال خود نمی‌اندیشند و تکانشی رفتار کرده و هیچگاه احساس گناه یا پشیمانی نمی‌کنند معمولا قبل از سن ۱۵ سالگی شروع شده و ویژگی‌های آن در دوره کودکی و نوجوانی مثل دزدی ، دروغگویی و فرار از مدرسه بوده و رفتارهای جنسی آنان زودتر از افراد دیگر شروع می‌شود. پس از ۳۰ سالگی احتمال دارد جنبه‌های افراطی این رفتارها تخفیف یابد.


فقر

فقر یکی از مهمترین مسایل جوامع بشری است فقیران در جهانی به سر می‌برند که آن را دنیای چهارم خوانده‌اند و در نقشه جغرافیا جای مشخصی برای آن نمی‌توان یافت. یکی از زمینه‌های فحشا ، فقر و گرسنگی است. آمار ارایه شده در سال ۱۳۴۷ با بررسی بر روی روسپیان در ایران بدست آمده نشان می‌دهد که ۸۴ درصد روسپیان از خانواده‌های متوسط و فقیر برخاسته‌اند و ۲۰ درصد روسپیان به خاطر تامین مخارج زندگی تن به خود فروشی داده‌اند. بسیاری بر این عقیده‌اند که فقر یکی از عواملی است که کودکان به واسطه آن برای تجارت جنسی فروخته می‌شوند.


بیکاری

امروزه بیکاری و عدم اشتغال نیروهای قادر به کار ، به عنوان یکی از پدیده‌های اقتصادی – اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است. عواملی چون علل فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی افزایش جمعیت و مهاجرت ، علل سیاسی (جنگ ، تحریم اقتصادی ، …) و علل فردی در بروز این پدیده نقش دارند. بیکاری اثراتی چون فقر و گرسنگی ، تحول جمعیت ، مسایل فرهنگی – اجتماعی ، ظهور و ترویج مشاغل کاذب و مخرب ، اثرات عاطفی و روانی بر افراد و… را به دنبال دارد. بیکاری و عدم اشتغال نیروی فعال بخصوص در نسل جوان ، زمینه بروز انواع انحرافات اجتماعی و اختلالات فرهنگی را فراهم می‌کند. لذا بیکاری را می‌توان بلایی تصور کرد که اگر در جامعه رو به افزایش باشد حاصل آن ، سلب امنیت و آسایش از جامعه و ترویج فحشا و فساد خواهد بود.


قاچاق

از ابتدای دهه ۱۹۹۰ میلادی ، مساله قاچاق زنان در سطح جهانی ابعاد گسترده‌ای پیدا کرد ، هر چند که از ابتدای سده بیستم چند سند بین‌المللی برای سرکوبی این جرم طراحی و تصویب شد. در دهه‌های اخیر مشاهده شده که تعداد زیادی از زنان و دختران ، بویژه از کشورهای آسیایی ، اروپایی مرکزی و روسیه ، با وعده مشاغلی چون خدمتکاری رستوران ، بچه‌داری ، پرستاری و… و درآمد خوب فریب خورده و در نهایت عده زیادی از آنان به صورت ابزاری برای خوشگذرانی مردها درآمده‌اند. در ایران نیز نمونه‌های بسیاری از قاچاق دختران و زنان به شیوه‌های مختلف مشاهده شده است.


فرار از منزل

ترک منزل توسط دختران به عنوان یک بحران برای خانواده و به عنوان یک معضل اجتماعی محسوب می‌گردد که معلول شبکه پیچیده‌ای از عوامل روانی – اجتماعی است. فرار به عللی چون فشارهای ناشی از خشونت ، تبعیض ، نابرابری ، تمایل به ماجراجویی ، کسب منزلت و یا کم‌عقلی و فریب‌خوردگی و گاه به علت عدم سلامت فکری و روحی بوجود می‌آید.


طلاق

خانواده تاثیر روانی ، عاطفی و اجتماعی افراد دارد. گاهی طلاق نه تنها در خانواده امکان بروز رفتارهای انحرافی در بین زن و شوهر افزایش می‌دهد، بلکه باعث بروز برخی از این رفتارها نیز در فرزندان می‌گردد.


اعتیاد

ایجاد وابستگی جسمی و فکری ، پیدایش پدیده تحمل در بدن نسبت به مواد مصرفی ، بدست ‌آوردن ماده مورد نیاز به هر شکل و از هر طریق ، و تاثیر مخرب بر مصرف کننده، خانواده و جامعه ، از جمله ویژگی‌های مصرف مواد مخدر می‌باشد. یکی از ویژگی‌های زنان روسپی ، اعتیاد است. افراد معتاد نسبت به اعضای خانواده خود احساس مسئولیت نکرده و اغلب ناگزیرند زندگی خود را از طریق داده‌هایی چون دزدی ، تجاوز ، آدم کشی ، فحشا و … تامین می‌کنند.


فریب

فریب‌خوردن و اعتماد نابجا به افراد ناشناس از جمله زمینه‌ساز فحشا در جامعه می‌باشد. تحقیقی بر روی دختران فراری در سال ۱۳۸۰ نشان داده است که ۲۴ درصد افراد فراری از منزل ، دخترانی هستند که اغفال شده، سپس ترک منزل نموده‌اند. فریب‌خوردن ممکن است علل مختلفی از جمله: نارضایتی از خانه پدر یا همسر ، تسلیم‌شدن در مقابل مردان به امید ازدواج آینده ، بی‌سوادی و عدم آگاهی افراد و والدین آنها و مورد سوء استفاده قرار گرفتن توسط فرصت‌طلبان ، استفاده‌های نامناسب ارتباطی از طریق اینترنت و… داشته باشد.



زمینه‌های بروز انحرافات اجتماعی زنان در جامعه

جستجوی مرد ایده آل: تصوری خیالی یا حقیقی؟

جستجوی مرد ایده آل: تصوری خیالی یا حقیقی؟

آیا مرد ایده آل وجود دارد؟ آیا می توان پیدایش کرد؟


پیدا کردن مرد ایده آل زندگی یکی از حیاتی ترین مسائل در زندگی بعضی از خانم هاست. آنها همواره امیدوار به یافتن او هستند. به عنوان مژده ای به این خانم ها باید بگویم که نگران نباشید، مرد ایده آل وجود دارد و شما می توانید پیدایش کنید. البته همه ی ما در زندگی هدف ها، جاه طلبی ها و آرزوهای کوچک و بزرگ داریم. همین هدفهاست که ما را مشغول نگاه می دارد. این سال ها عبارات مرد ایده آل و زن ایده آل بسیار استفاده می شوند. همه ی ما برای این مرد ایده آلمان لیستی از خصوصیات تهیه می کنیم.


بیشتر ما بدی های خودمان را نادیده می گیریم و انتظار داریم که مرد ایده آل از راه برسد و دستمان را بگیرد. با خود فکر می کنیم که لیستی که ما تهیه کرده ایم خیلی کوچک و ناچیز است. در طول سالیان سال، مردم در این زمینه ها خبره تر شده اند. می دانند که چطور ارضا شوند، درآمد خوب و خانه ای زیبا دارند و تحصیلات عالیه هم کرده اند. و اینجاست که تصمیم می گیرند کسی را پیدا کنند که از هر لحاظ با آنها جور باشد و حمایت و یاریشان کند. و مشکلات آغاز می شود.


نکته ی مهم اینجاست که آن مرد ایده آل شما هم برای خود یکی از این لیست ها دارد و برای زن ایده آل خود خصوصیاتی را تعیین کرده است. او زنی می خواهد جوان، تحصیل کرده، زیبا و خوش اندام. ناراحت می شوید. و می بینید که این مرد ایده آل چه انسان معمولی بوده است. به لیستتان با دقت نگاه کنید و خصوصیات مرد ایده آلتان را دوباره مرور کنید. آیا فکر می کنید چنین شخصی را می توان پیدا کرد؟ اگر از لیستتان راضی هستید، پس مشکل کجاست؟


حالا می خواهید خودتان بیرون بروید و مرد ایده آلتان را پیدا کنید یا در خانه می مانید تا او سراغ شما بیاید؟ اکثر زنان می گویند آنها منتظر می مانند تا مرد ایده آل خودش سراغشان برود. کلمه ی “منتظر ماندن” کمی توجهم را جلب می کند. منتظر ماندن به این معنی است که مردها به طور اتفاقی به سراغتان می آیند، شما آنها را یکی یکی مطابق با لیستتان بررسی می کنید. و آنهایی را که با لیست هماهنگ نبودند را دور می اندازید. بله، اما دوستان من همیشه بیاد داشته باشید که مرد ایده آل شما هم دنبای زن ایده آل خودش می گردد. شما چقدر برای این مسئله تلاش کرده اید؟ چقدر سعی کرده اید که زن ایده آل او باشید ؟ یا اینکه گفته اید شما را باید همینطور که هستید بپذیرد و تغییری نمی کنید؟


سوالی که این روزها مردها مکرراً از هم می پرسند این است که “این دخترهای خوب کجا رفته اند؟” به این کلمات خوب فکر کنید. ببینید مردها واقعاً دنبال چه هستند. آنها می پرسند که آن دخترهایی که از این لیست ها در دست ندارند کجا رفته اند. اکثر مردها دنبال کسی هستند که دوستش داشته باشند، احساس ویژه ای نسبت به او داشته باشند و همه چیز را با او شریک شوند. مشکل اینجاست که نمی توانند چنین شخصی را پیدا کنند چون زیر فشار این لیست ها قدرت عمل خود را از دست داده اند. به آنها گفته می شود که باید خود را با این لیستها تطبیق بدهند، آنها تلاششان را می کنند و بعد خودشان هم دیگر دنبال زن ایده آلشان می روند.


شما به عنوان یک زن ایده آل نگاهی به لیستتان بیندازید و ببینید که چقدر انعطاف به خرج داده اید. بعد نگاهی به مرد ایده آلتان بیندازید و ببینید که چقدر به دست آوردنی است. بعد نگاهی به خصوصیات و توانایی های خودتان بیندازید و ببینید چقدر با خصوصیات زن ایده آل سازگاری دارید. بعد از خانه بیرون بروید و دنبال مرد ایده آلتان بگردید.


در خانه منتظر آمدن مرد ایده آل نباشید، چون ممکن است یکدفعه ببینید که مرد ایده آلتان با زن دیگری ازدواج کرده در حالی که می توانست مال شما باشد. و در آخر بدانید که سازش اساسی ترین نکته در زندگی است. همانطور که از مرد ایده آلتان یکسری خصوصیات را انتظار دارید، سعی کنید خود را هم با خصوصیات زن ایده آل او هماهنگ کنید.


منبع:


سایت مردمان



جستجوی مرد ایده آل: تصوری خیالی یا حقیقی؟

به زندگی خود معنویت بخشید

به زندگی خود معنویت بخشید


آیـا تـــا به حال شده که فکر کنید خودتان را گم کرده اید، یا

حس کنید که خودتان نیستید؟یا بخواهید کمی رشد کنید

و بــــزرگتر شوید؟ در این مقاله قصد داریم شما را با نکاتی

آشنا کنیم که بـشما کمک میکند خود را بیشتر بشناسید

و احساس بهتری پیدا کنید.


مراحل:


۱٫به مکانی آرام و بی صدا بروید (اگر چنین محلی پیدا نکردید، حداقل به محلی بروید که صداهای آزار دهنده نشنوید) و بنشینید. حتماً یک دفترچه یادداشت هم با خود ببرید.


۲٫ ذهنتان را از همه افکار پاک کنید و با فکر آزاد تمرکز کنید.


۳٫ به زندگیتان، و خودِ درونیتان نگاه کنید، و بیندیشید که در حال حاضر چه بر شما میگذرد. هر آنچه در توان دارید انجام دهید تا به بهترین شکل تمرکز کنید و تصاویر و افکار مثبت به فکرتان بیاید. اگر می خواهید، افکارتان را در دفترچه، یادداشت یا طراحی کنید.


۴٫ یک دعا یا آهنگی که به ذهنتان می آید را بخوانید.


۵٫ مدیتیشن را آغاز کنید. می توانید به حالت یوگا هم بنشینید.


۶٫ از خود بپرسید که چرا چنین احساسی دارید یا چرا احساس پوچی می کنید. چرا اینطور شده و چطور می توانید آن را برطرف کنید.


۷٫ اهدافتان را در زندگی به یاد آورید و ببینید آیا به آنها دست یافته اید یا اینکه برای رسیدن به آنها باید برنامه ریزی کرده و مراحل مختلف را طی کنید.


۸٫ موقعیت خودتان را در بین اطرافیانتان ارزیابی کنید. این موقعیت ممکن است بالا، متوسط یا پایین باشد، اما فکر نکنید که این موقعیت بد است یا خوب. هر موقعیت و هر رابطه را به تنهایی بررسی کنید و ببینید که آیا با نشان دادن انعطاف بیشتر از خود قادر به ارتقاء آن موقعیت خواهید بود یا نه.


۹٫ فکر کنید که چه فعالیت یا عملی را به تازگی انجام داده اید که شما را تا حدودی ارضاء کرده است. خواندن کتاب، پیاده روی، مدیتیشن، کمک به مردم نیازمند، دعا و نیایش، یوگا، …. ؟ کمی از فکر کردن به آن کار لذت ببرید و کارهای دیگری شبیه به آن را در ذهنتان برنامه ریزی کنید که در روزهای آتی انجام دهید.


۱۰٫ در آخر دعا کنید. و برای خود و مردم دیگر از خدا طلب کمک کنید.


۱۱٫ هر شب قبل از رفتن به رختخواب از خود بپرسید که برای سالم و حساس ماندن خودِ درونیتان آن روز چه کارهایی را انجام داده اید. فقط به جسمتان فکر نکنید، روحتان را هم در نظر بگیرید. فقط نگرانی ها و مسائل خودتان را هم در نظر نداشته باشید، مشکلات و مسائل دیگران و اطرافیانتان هم اهمیت دارد.


۱۲٫ کتاب های مقدس و مذهبی بخوانید.


۱۳٫ تفسیرهای امروزی و مرتبط با زندگی روزمره کتاب های مقدس را مطالعه کنید.


۱۴٫ قابلیت آسیب پذیری را در خود توسعه دهید. (بله، درست خواندید! اکثر چهره های مذهبی جهان این خصوصیت را در خود داشته اند).


۱۵٫ خرد و زیرکی را در خود تقویت کنید.


۱۶٫ دیدگاه های مختلف به زندگی را که با علایقتان جور است، تجربه کنید. آندسته از این دیدگاه ها را که معقول تر و برای زندگیتان کاربردی تر هستند را سرمشق قرار دهید.


۱۷٫ از رهنمون های چهره های شاخص مذهبی پیروی کنید.


۱۸٫ فداکاری کنید.


۱۹٫ گذشت و فداکاری دیگران را پذیرا باشید.


۲۰٫ هر چه می توانید بیشتر و بیشتر مطالعه کنید تا از تجربه های دیگران بیشتر استفاده کنید.


۲۱٫ با افرادی که می دانید چنین تجربه هایی در زندگی خود داشته اند گفتگو کنید و از تجربیات آنها بهره مند شوید.


۲۲٫ با افراد دیگر درمورد مفاهیم، افکار و عقاید معنوی مباحثه کنید تا هم خود به دیگران یاد بدهید و هم از آنها یاد بگیرید.


نکات:


- دلایل زیادی وجود دارد که انسانها به سمت معنویت گرایش پیدا می کنند. اینکار به شما کمک می کند تا به سؤالات مختلفی فکر کنید. سؤال هایی مثل: آیا زندگی معنوی واقعاً و اصالتاً وجود خارجی دارد؟ چطور می توان به چنین زندگی دست یافت؟ با این زندگی به چه می خواهید برسید؟ آیا می خواهید افق هایتان را گسترش دهید؟ آیا می دانید که می خواهید در زندگی به کجا برسید؟ آیا برای درک افراد دیگر یا توسعه یک رابطه به آن نیاز دارید؟ آیا از کسی یا اتفاقی صدمه دیده اید؟ آیا می خواهید در زندگی به چیزهای بیشتر دست یابید؟ آیا می خواهید از زندگی های شلوغ و پر هرج و مرج امروز به آرامش فکر و دل دست یابید؟ آیا می خواهید به کل هستی و خشنودی مطلق بپیوندید؟ یا شاید هم به دنبال یک منبع انرژی بزرگتر و راهنمایی برای برطرف کردن نیازهای روزمره زندگی خود هستید؟ هر کدام از این دلایل به جنبه های مختلف زندگی شما برمی گردد. اگر زمان به شما مجال داد، درمورد این سوالات فکر کنید.


-نگاهی هم به موضوعات زیر بیندازید: رابطه با خدا یا حقیقت مطلق، رابطه سازی، تعادل احساسی یا جهندگی احساسی، مذاکرات گروهی، نظم و ترتیب، حساسیت، روش های تفکر و تحقیق، سپاس و قدردانی، بندگی، رهبری، خرد، مهارت های اجتماعی، شجاعت، عشق (انواع مختلف)، جذبه روحانی، کار و زحمت، انرژی، زیرکی در انجام کارها، فداکاری، و …


-در اطراف خود یکی از این گروه های معنوی را یافته یا با دوست خود در این زمینه بحث و مذاکره کنید.


- یادتان باشد، روح و ذهن پاک و سالم، جسم را نیز سالم و پاک نگاه می دارد.


هشدارها:


۱٫ دقت کنید. معنویت هم مثل سایر جنبه های زندگی مسئولیت هایی را در بر دارد. مراقب سوء استفاده های معنوی باشید. مراقب آنچه که قبول می کنید و به آن اعتقاد پیدا می کنید هم باشید: ایمان احساسی است که شما به چیزی که نمی بینید پیدا می کنید، اما این دلیل نمی شود که به خودتان دروغ بگویید. تردیدهای خود را بپذیرید، تا زمانیکه تجربه و اعتقاد بیشتری پیدا کنید. هر کسی که از شما می خواهد تردیدهایتان را نادیده بگیرید و کورکورانه به چیزی ایمان بیاورید، به طرزی غیراخلاقی و نادرست می خواهد شما را وادار به پذیرفتن چیزی کند که علمی به آن ندارید، که مطمئناً مشکلات زیادی را به همراه خواهد داشت. با اینکار بی حسی و بی عاطفگی شما بیشتر و بیشتر خواهد شد. باید اجازه دهید معنویتتان در موقعیت ها و با افکار مختلف سنجیده شود.


۲٫ در این قسمت مبناها و آزمایشات مختلفی را برایتان عنوان می کنیم که به کمک آنها می توانید توانایی “معنوی” زندگیتان را برای برخورد با فرصت ها، چالش ها و موقعیت های مختلف زندگی بسنجید.


آیا معنویت شما قادر است امور زیر را به انجام رساند…..


….در انواع مختلف بازجویی ها و آزمایشات، ثبات داشته باشد.

….شما را خوشنود و راضی نگاه دارد؟

….یک لقمه نان در سفره تان و سقفی بالای سرتان قرار دهد؟

….نیازهای یک کودک درحال مرگ را در یک کشور فقیر برطرف کند؟

….نیازهای اطرافیانتان را جوابگو باشد؟

….نیازهای جامعه را، به طور کلی، پاسخگو باشد؟

….به تغییر نحوه زندگی جنایتکاران و بزهکاران کمک کند؟

….حتی زندگی بهترین و خوشبخت ترین آدم هایی را که می شناسید را هم تغییر دهد؟

….به شما برای شناختن و کنار آمدن با ترسهایتان کمک کند؟

….به مردم استفاده صحیح از قدرت، ثروت، و موفقیت را آموزش دهد؟

….درک شما را از فضیلت هایی مثل مسئولیت پذیری، صداقت، احترام، و امانت داری افزایش دهد؟

….شما را در بحث و مذاکره با افرادی که مخالف شما هستند یاری دهد؟

….به شما کمک کند که همیشه در اختیار و در دسترس دوستانتان باشید؟


با آرزوی موفقیت شما!



به زندگی خود معنویت بخشید

مشکلات جنسی، عامل ۵۰ درصد طلاق در ایران

? آذر ???? – بعد از ظهر ??:?? تعداد بازدید : ۴۰۳۶۹ کد خبر : ?????


نتیجه این شد: مردم باید از آن حرف بزنند، مسئولان براى آن سیاستگذارى و برنامه ریزى کنند و جوانان در مورد آن آموزش ببینند. مشکلات جنسى بخش تاریک زندگى‌هاى زناشویى در جامعه ما است. از مشکلات جنسى حرفى زده نمى‌ شود؛ نه مسئولان و نه زنان و نه مردان.


در حالى که ?? درصد متقاضیان طلاق در کشور چه بگویند که به علت مشکلات جنسى مى‌خواهند طلاق بگیرند و چه با وجود مشکلات جنسى علت طلاق را چیز دیگرى عنوان کنند به دلیل مشکلات جنسى طلاق مى‌گیرند. تا امروز مشکلات جنسى نه در سیاستگزارى‌ها و برنامه ریزى‌ها دیده شده است و نه مراکز تخصصى و مورد اعتمادى براى مراجعه مردم وجود داشته. وقتى کارشناسان اعلام مى‌کنند ?? درصد مردان دچار ناتوانى جنسى‌اند و ?? درصد زنان در زندگى زناشویى از اختلالات جنسى رنج مى‌برند به این معنى است که درد مرموزى در خانواده‌ها وجود دارد.


این درد، گاهى آن قدر مى‌ماند تا بالاخره از جاى دیگرى بیرون مى‌زند و تازه آن موقع هم خودش را به شکل افسردگى و اضطراب و هزارویک درد جسمى‌ و روانى دیگر نشان مى‌دهد. وقتى نیاز جنسى که از غرایز طبیعى انسانى است به درستى و با هدایت منطقى ارضا نشود نتیجه اش یا طلاق یا ارضاى آن در خارج از خانواده و یا وجود همسرانى است که از زندگى زناشویى شان لذت نمى‌ برند در حالى که خود آنها تربیت کنندگان کودکان و نوجوانان این جامعه هستند.


این مهم که موضوع دومین کنگره سراسرى خانواده‌ها و مشکلات جنسى بود چهارشنبه هفته گذشته با استقبال فراوان اساتید و دانشجویان و ارائه مقالات و حضور پرجمعیت شرکت کنندگان روبه رو شد. اکبر‌هاشمى‌ رفسنجانى رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز پیامى‌ براى این کنگره فرستاد که مضمون آن رفع موانع بر سر راه آموزش مسائل مورد نیاز جامعه بالاخص براى جوانان با رعایت عفت، اخلاق و سیاستگزارى شوراى عالى انقلاب فرهنگى و راه اندازى مراکز تخصصى مشاوره و درمان اختلالات و توجه عالمانه به حوائج طبیعى روانى و جسمانى انسان بود.


پیام کنگره: تا فرصت از دست نرفته و جامعه بیش از این در معرض حوادث جدى تر قرار نگرفته بیاییم به دور از هرگونه تحجر بیندیشیم چه باید کرد. مخاطبان این کنگره نخبگان، مسئولان و دست اندرکاران نظام بودند. دکتر سیدکاظم فروتن دبیر علمى‌ کنگره در بخشى از سخنرانى خود گفت: «هشدار مى‌دهیم مسئولان براى مقابله با خطرات فوق الذکر چه سیاست تعریف شده و منسجمى‌ را مدنظر قرار داده‌اند و تا کى باید مسائل سیاسى و اقتصادى و نظایر آن ما را از توجه و برنامه ریزى در جهت رفع مخاطراتى که به طور خزنده نهاد مقدس خانواده را ویران مى‌کند باز دارد».


وى با تاکید بر بزرگى خطر ضعف و آسیب پذیرى خانواده‌ها گفت: «نگاهى کوتاه به وضعیت شیوع اختلالات جنسى در جامعه ما را باید از خواب غفلت بیدار کند. به عنوان مثال بیمارى دیابت که در سطح ملى براى آن برنامه ریزى مى‌شود و تشکیلات دولتى و غیردولتى نظارت بر آن را برعهده دارند و هزینه‌هاى هنگفتى را در نظر مى‌گیرند فقط ? درصد افراد جامعه را در بر مى‌گیرد در حالى که براى ناتوانى جنسى که ?/? درصد مردان جامعه از آن رنج مى‌برند برنامه‌ای نداریم و از طرف دیگر ?? تا ?? درصد افراد مبتلا به دیابت و ?? درصد افرادى که دچار سکته قلبى مى‌شوند و ?? تا ?? درصد مردانى که مبتلا به نارسایى مزمن تنفسى هستند دچار این مشکل هستند».


در اولین کنگره مشکلات جنسى و خانواده که مهر سال ?? برگزار شد تنها ?? درصد کار تحقیقاتى ارائه شد اما امسال در دومین کنگره از بین ??? مقاله که ?? درصد آنها تحقیقى و پژوهشى بودند ??? مقاله در جلسات متعدد و همه جانبه کنگره ارائه شد. با توجه به اینکه مشکلات جنسى از مسائلى است که براى حل آن نیاز به توجه چندجانبه دارد در این کنگره به طور همزمان جلسات متعددى درباره مشکلات جنسى از زوایاى روانشناسى و روانپزشکى، زنان و مامایى، طب مکمل، پرستارى و توانبخشى، علوم تربیتى، حقوق و فقه، ادبیات و هنر و رسانه‌هاى گروهى و کارگاه‌هاى تربیت جنسى کودکان و نوجوانان برگزار شد.


• نگاه زیبایى شناختى به جاى نگاه تنى

مشکلات جنسى متاثر از باورهاى غلط فرهنگى و ضعف‌هاى فرهنگى هستند. در واقع مشکلات جنسى آنقدر که به متن اجتماعى، باورها و آموزه‌هاى رفتارى و روانى فرد در جامعه‌اش مربوط است، به مشکلات اندام جنسى یا فیزیکى او مربوط نمى‌شود. دکتر پرویز آزادفلاح عضو هیات علمى‌ دانشگاه تربیت مدرس در این باره مى‌گوید: «ما شاهدیم که هر ساله براساس گزارشات سازمان ثبت احوال نرخ طلاق بالا مى‌رود و گرایش‌هاى جوانان به ازدواج پائین مى‌آید. از طرفى مسائل و مشکلات در خانواده‌ها حاکى از این است که زندگى‌ها استحکام جدى ندارند، به نظر مى‌رسد باورها و نگرش‌ها و به طور کلى فرهنگ نادرستى راجع به رفتار جنسى و ازدواج و مسائل زناشویى وجود دارد و تا فرهنگ مورد پالایش قرار نگیرد و باورهاى نادرست حذف نشود شاهد چنین آمارى خواهیم بود. در حال حاضر در طرح مسئله ازدواج اصلى ترین مسائل، مسائل مادى مثل خانه، پول و شغل در نظر گرفته مى‌شود، بدون اینکه بخواهیم منکر این مسائل شویم باید بگوییم اینها تنها نکات مطرح براى یک ازدواج موفق نیست.


متاسفانه در فرهنگى که در مفهوم ازدواج مالکیت وجود دارد چگونه انتظار داریم یک رفتار جنسى توام با لذت متعالى در این زندگى وجود داشته باشد. با داشتن نگاه مالکیتى در ازدواج رفتار جنسى در حد بسیار فرومایه‌ای ایجاد مى‌شود که مشکلات عدیده‌ای را رقم مى‌زند».


دکتر آزادفلاح درباره نحوه مداخلات مى‌گوید: «بسیارى از مشکلات و رفتارهاى جنسى که شاهد آن هستیم با یک مداخله کوچک روانشناسى در دنیا مورد هدف قرار مى‌گیرد و برطرف مى‌شود. منتها مداخلاتى که در اینجا صورت مى‌گیرد بیشتر در جهت رفع مشکلات ارگان یا اندام جنسى فرد است در حالى که ما هرگز نیامدیم ریشه یابى کنیم که چه فرهنگ و باور غلطى در خانواده یا ذهن این دو جوان شکل گرفته که باعث تجلى این مشکلات شده است».


وى درباره آموزش جنسى قبل از ازدواج مى‌گوید: «اگر آموزش جنسى به شکل درست و از سوى افراد متخصص صورت گیرد بسیار ضرورى است اما من نگران آموزش ندیدن جوان‌ها نیستم از این نگرانم که بسیارى از کسانى که آموزش جنسى مى‌دهند تعبیر درستى از رفتار جنسى ندارند.پنهان کردن این قضیه نشان از نگاه حیوانى و زیستى ما به این موضوع دارد و به ندرت شاهد آن بودیم که نگاه زیبایى شناختى و نگاه متعالى از عشق و روابط جنسى در آموزه‌هاى ما دخیل باشد.ما دوره‌هاى آموزشى براى زوج‌هاى جوان در کلینیک برگزار کردیم با این هدف که نگاه دیگر را با تصحیح باورهاى غلط به آنها یاد بدهیم که نتایج مثبتى دیدیم و زوج‌ها احساس توانمندى مى‌کنند. آموزش رفتار جنسى درست دشوارى ندارد و با هیچ یک از چارچوب‌هاى ما مغایر نیست.


وى معتقد است: «اگر نتوانیم ارتباط جنسى را در خانواده فراهم کنیم باید منتظر بى بند و بارى جنسى و انحرافات جنسى باشیم. اگر چارچوب‌هاى فرهنگى اصلاح نشود گرایش به تشکیل خانواده کاهش مى‌یابد. تردید ندارم بخشى از علت بالا رفتن سن ازدواج دگرگونى در شرایط اجتماعى است اما بخشى از آن به علت باور‌هاى نادرست و قضایاى فرهنگى است در حالى که متاسفانه آموزش‌هاى روان شناختى که از رسانه‌هاى مختلف در جراید و صداوسیما پخش مى‌شود بعضاً اثر سوء دارند چون تخصص لازم را ندارند نسخه‌هایى براى مردم تجویز مى‌کنند که آنها را دچار مشکلات عدیده‌ای مى‌کند، در حالى که محدودیت ایجاد شده براى طرح صحیح آموزش‌هاى جنسى خود عاملى براى انتقال نادرست آن است».


در حال حاضر تنها مرکز سلامت خانواده در دانشگاه شاهد قرار دارد. طبق تحقیقى که توسط دکتر منصور قوام متخصص روانپزشکى و درمان اختلال جنسى در ? ماهه آخر سال ?? از مراجعان به کلینیک سلامت صورت داده است به این نتایج دست یافته است که سن شیوع اختلالات در ?/?? درصد افراد مراجعه کننده بین ??-?? سال است. از نظر جنسیت ?? درصد مراجعان مرد و ?? درصد را زنان تشکیل مى‌دهند. از نظر تاهل ?? درصد مراجعان متاهل و ?/? درصد مجرد بوده اند.شایع ترین مشکلات جنسى در مردان ?? درصد اختلال نعوذ و ?/?? درصد انزال سریع و در زنان ?/?? درصد اختلال ارضا نشدن جسمى‌ و ?/? درصد درد جنسى بوده است. ?? درصد بین خود و همسرانشان تنش و اختلافات داشتند. ?/?? درصد از مراجعان بیمارى‌هاى جسمى‌ و یا روانى همزمان با اختلال جنسى داشته‌اند که شایع ترین آن افسردگى با ?? درصد بوده است. ?? درصد مراجعان از رفتار درمانى و ?/?? درصد به دلیل داشتن انتظارات درمانى سریع از دارو براى درمان اختلال جنسى خود استفاده کردند. ?? درصد مراجعان یک بار مراجعه کردند اما ?? درصد به دفعات مراجعه کرده‌اند که نتایج رضایت آمیز از درمان جنسى خود گرفته بودند.


• پیشگیرى به جاى درمان

دکتر رسول روشن استاد دانشگاه شاهد با اشاره به این نکته که نیاز جنسى مثل دیگر نیازهاى انسان اگر به خوبى هدایت نشود منجر به اختلالات مى‌شود درباره انواع اختلالات جنسى مى‌گوید: «اختلالات جنسى انواعى دارند که برخى از آن نپذیرفتن هویت جنسى، اختلال در کارکرد‌هاى جنسى در زمینه میل جنسى، ارضاى میل جنسى (ارگاسم) و زود انزالى و درد جنسى در زنان هستند».


وى با تاکید بر پیشگیرى به جاى درمان مى‌گوید: «بهتر است به جاى اینکه به درمان اختلال جنسى بپردازیم پیشگیرى کنیم که لازمه آن آموزش جنسى است. براى تربیت جنسى از زمان کودکى و زمان شیرخوارى دستورات دینى فراوانى داریم. در ازدواج در جامعه ما ضعفى است ما دست دو جوان را در دست هم مى‌گذاریم بدون اینکه به آنها آموزش داده باشیم. جامعه ما جامعه بازى نیست و محدودیت‌هایى دارد که در بعضى جاها افراط آمیز است. باید به جوان بیاموزیم که ارتباط بیش از آنکه جنبه جسمى‌ داشته باشد جنبه روانى و عاطفى دارد. باید به جوانان ویژگى‌هاى زنان و مردان آموزش داده شود. گاهى بحث آگاهى را که مطرح مى‌کنیم بعضى تصورشان این است که مى‌خواهیم اشاعه فساد کنیم اما منظور از آگاهى دادن، اطلاعات در زمینه رفتار و اخلاق جنسى، ویژگى‌هاى عاطفى و روانشناختى زن به مرد و بالعکس و اینکه چگونه مى‌توان تضادها را به وحدت و یک انسجام عاطفى تبدیل کرده است».


دکتر روشن معتقد است بسیارى باورهاى ما پیش از اینکه دینى و علمى‌ باشد عرفى و مطابق با باورهاى ساخته و پرداخته و به نوعى خرافات است. اینها را باید از هم جدا کنیم. اندیشمندان و مسئولان باید پاسخگوى نیازهاى طبیعى و فطرى انسان‌ها باشند و این پاسخگویى باید در دو مرحله صورت گیرد یکى اینکه جنبه‌هاى تئوریک و نظرى این معضل را بشکافند و در کنار آن به جامعه برنامه ارائه دهند. در حال حاضر ما تنها یک برنامه داریم. نقص و نه اثبات. الان مى‌گوییم که توجه جوانان را به کارهاى علمى، اوقات فراغت و ورزش و… جلب کنیم اما راهى که بتواند مسائل جنسى را حل کند ارائه داده نشده است.


در حال حاضر بسیارى از خانواده‌ها براى مشکلات جنسى به مراکز مراجعه نمى‌ کنند و اصلاً از آن حرفى نمى‌ زنند و بنابراین مشکلات جنسى پوشیده است و نمى‌ توان از آن آمار دقیقى ارائه داد.در بررسى میزان رقابت جنسى در کارکنان زن دانشگاه علوم پزشکى کرمانشاه در سال ?? که توسط کتایون اسماعیلى انجام شد مشخص گردید میانگین سن افراد ?/?? سال بوده است. ?? درصد کارشناس و بقیه کاردان یا کارشناسى ارشد بودند. ?? درصد از کاندوم استفاده مى‌کردند، ?? درصد همسران افراد داراى مدرک کارشناسى بوده اند، ?/?? درصد افراد داراى اتاق خواب جداگانه بودند و ?? درصد زنان و ?? درصد مردان در کلاس‌هاى آموزش قبل از ازدواج شرکت نکرده بودند، ?? درصد زنان جهت رابطه جنسى پیشقدم نمى‌ شدند و رضایت جنسى زنان در پژوهش انجام شده در حد متوسط بوده است.از این نقطه نظر رفتار جنسى افراد با متن زیستى که در آن زندگى مى‌کنند بسیار مرتبط است.


این نکته در پژوهش دکتر اکرم خمسه در بررسى ارتباط میان رفتار جنسى و طرحواره‌هاى نقش جنسیتى در دو گروه از دانشجویان متاهل مشخص شده است. در این پژوهش آمده است رفتار جنسى جنبه مهمى‌ از کیفیت زندگى زناشویى است که ترکیبى از مفاهیم و نگرش‌ها، احساسات و فعالیت‌ها است و زنانگى و مردانگى را مجموعه‌ای از باورهاى فرهنگى تعریف مى‌کند. از لحاظ جنسى بین زنان و مردان بیشتر شباهت است تا تفاوت اما از لحاظ ارضاى جنسى مردان با ?? درصد بیشتر از زنان رضایت جنسى دارند و زنان به میزان ?? درصد نسبت به مردان آزردگى و رنجش از رابطه جنسى شان بیشتر است. در همین رابطه زنانى که الگوهاى کلیشه‌ای زنانه مثل (عاطفى بودن، ملایم بودن و حساس بودن) را دارند نارضایتمندى آنها از رفتارهاى جنسى در خانواده‌ها بیشتر است برعکس آنها که از الگوهاى انعطاف پذیر زنانه و مردانه استفاده مى‌کردند رضایتمندى بیشترى داشتند.دکتر خمسه تاکید مى‌کند باید بر آموزش‌هاى قبل از ازدواج و با نگاه ویژه بر رفع بر کلیشه‌هاى جنسیتى کار کنیم.


وى معتقد است یک رابطه جنسى خوب با یک برنامه ریزى، یادگیرى و گفت وگو توام است و اینکه رابطه جنسى باید به طور ذاتى با مهارت و خبرگى توام باشد غلط است.


• گفتن از بایدها به جاى نبایدها

واقعیت قضیه: «در حال حاضر در جامعه افراد مختلف دیدگاه‌هاى متفاوت دارند همه معتقدند مشکل وجود دارد ولى وقتى مى‌خواهند آن را مطرح کنند فرهنگ ما جلو مى‌آید و باعث مى‌شود به عنوان مسئله زشت از طرح آن عقب نشینى کنند. ما در حالت تضاد درونى هستیم».


دکتر سیدکاظم فروتن، دبیر کنگره علمى‌ مشکلات جنسى و خانواده و متخصص کلیه در ادامه تعریف واقعیت قضیه مى‌گوید: «متاسفانه در دانشگاه‌ها هم خیلى کمرنگ به بحث مشکلات جنسى پرداخته مى‌شود خیلى وقت‌ها در کلاس درس سریع از آن رد مى‌شوند چون نه استاد آمادگى صحبت از آن را دارد و نه دانشجو آمادگى پذیرش این مطالب را».


مطابق با نتایج یک تحقیق مشاهده شده مرگ و میر افراد داراى نارسایى قلبى که سلامت جنسى آنها برقرار است ? برابر کمتر از افراد داراى نارسایى قلبى است که سلامت جنسى ندارند.به علت نبود مراکز درمانى تخصصى در کشور براى درمان اختلالات جنسى آئین نامه‌ای با همکارى مسئولان معاونت سلامت وزارت بهداشت و درمان و اساتید دانشگاه‌ها تنظیم شده و در حال حاضر در مرحله انتظار براى امضاى وزیر بهداشت و درمان است.


این آئین‌نامه در زمینه راه اندازى کلینیک‌هاى تخصصى بهداشت و سلامت خانواده زیرنظر دانشگاه علوم پزشکى کشور است.در حالى که در اکثر کشورهاى دنیا آموزش جنسى را در مدارس از مقطع راهنمایى آغاز مى‌کنند در کشور ما در آخرین سال دبیرستان این آموزش داده مى‌شود و پس از اولین کنگره مشکلات جنسى وزارت بهداشت اقدام به برگزارى دوره‌هاى آموزش قبل از ازدواج در مراکز بهداشتى و درمانى کرده است.


دکتر فرهاد جعفرى متخصص پزشکى اجتماعى که بررسى را در مراکز درمانى داشته است مى‌گوید: «کیفیت کلاس‌هاى آموزشى در مراکز بهداشتى درمانى بسیار پایین است و آموزش‌ها بسیار سطحى و ابتدایى است و زوج‌ها هم تنها براى اینکه آزمایش‌هاى قبل از ازدواج را انجام بدهند و زودتر کارشان به انجام برسد دوره‌ای را مى‌گذرانند و مى‌روند. ما هنوز براى طرح برخى مسائل مشکل داریم مثلاً من در جلسه‌ای که براى عده‌ای معلم صحبت مى‌کردم متوجه شدم هنوز ظرفیت لازم وجود ندارد. کاندوم انگار کلمه‌ای است که اسم آن را نباید گفت. در حالى که الان دنیا با آنومى‌ ایدز روبه رو است و دنیا تنها برایش یک دو راه پیدا کرده است، آموزش بهداشت و کاندوم. ما مى‌توانیم به درستى از آن حرف بزنیم».


دکتر فروتن معتقد است: «ما همیشه روى نبایدها کار کردیم و چیزى به نام باید جایش نگذاشتیم. بالطبع جوان ما ممکن است نیاز طبیعى اش را ناسالم اشباع کند. پس به جاى حل مشکلات به طور طبیعى آنها را ریشه یابى کنیم».


• دانشگاه شاهد و تنها دانشگاه شاهد

متولى برگزارى کنگره مشکلات جنسى و خانواده‌ها مثل بار قبل تنها دانشگاه شاهد بود. دکتر جعفرى دراین باره مى‌گوید: «به تصور زدن اتهام هیچ کس دنبال این موضوعات نرفته و نمى‌رود. این یک موضوع حساس است و ممکن است برچسب‌هایى به افراد زده شود. همین باعث شد دانشگاه شاهد متولى برگزارى کنگره باشد. شاید اگر دانشگاه شاهد سراغ این موضوع نمى‌رفت هیچ کس تا ?? سال دیگر هم این موضوع را مطرح نمى‌ کرد. در حال حاضر در سطح بالا همه حمایت مى‌کنند اما موضوع این است که چگونه این موضوعات را به سطح جامعه ببریم تا گاردى ایجاد نشود و حساسیتى در مردم به وجود نیاید».


منبع: روزنامه شرق




مشکلات جنسی، عامل ۵۰ درصد طلاق در ایران

فرزند نوجوانتان شما را دوست دارد!

جشن تولد سیزده سالگی فرزند شما نشان می دهد که کودکتان رسماً وارد سنین نوجوانی شده است. بسیاری از رفتارهایی که با نوعی آزادی خواهی دوران نوجوانی پیوند خورده است، برای شما مشکل ساز هستند. ممکن است این رفتار برای عده ای درست در همین سنین آغاز شود و برای عده ای دیگر دیرتر و حتی امکان دارد برخی از افراد در سنین دهه ۲۰ عمر خود چنین رفتارهایی را نشان دهند. البته از گروه اندکی از جوانان خوشبخت همچنین رفتارهایی سر نمی زند.


آنها آنقدرها هم بد نیستند


نوجوانان اغلب به رفتارهای منفی و بیش از همه به بزهکاری و رفتار وحشیانه متهم هستند و بزرگسالان هم به این دو نوع رفتار بیشتر توجه دارند در صورتی که مصرف مواد مخدر، روابط نامناسب و شب ها تا دیروقت بیرون از خانه بودن، تنها بخشی از واقعیت نوجوانی است. تحقیقات نشان می دهند که بسیاری از تصورات کلیشه ای از دوران نوجوانی (مانند بزهکاری و خشونت) نادرست هستند. ممکن است برخی از نوجوان ها چنین رفتاری داشته باشند اما اکثر قریب به اتفاق آنها اینطور نیستند.


پدر و مادرهای عاقل و آگاه برای فرزند نوجوانشان همانند یک فرد بزرگسال عزت و احترام قائل هستند و می دانند که گاهی اوقات ممکن است برخی از رفتارهایی که که مربوط به کوچکترها است نیز از او سر بزند.


تغییرات


همانطور که نوجوان شما به سمت سنین بزرگسالی می رود ممکن است به یکی از روش های زیر رفتارش تغییر کند:


- برخورد با احساس جنسی و توجه به بدن تازه بالغ شده اش.


- فرا گرفتن مهارت های زندگی از طریق حل کردن مشکلات، تصمیم گیری، ارائه مذاکره و گفت و گو و یا درگیری و نزاع با افراد و به کارگیری بخش انتزاعی فکر.


- ارتباط و دوستی و رابطه با جنس مخالف (رابطه بزرگسالانه و از روی شعور)


- به کار بردن هویت بزرگسالی خود از طریق مرور یک دوره از تطبیق هویت های مختلف تا ببیند کدامیک از آنها با او تطابق دارد.


- شکل دادن رابطه ای نو و بزرگسالانه با شما که مبنای ارتباط آینده شما با او خواهد بود. شما باید کودکتان را در سنین نوجوانی به سمت بلوغ و بزرگسالی هدایت کنید. زمانی که به شما نشان داد قابلیت آن را دارد که مسئولیت پذیر باشد و بدون اتکای به شما رفتار کند، به تدریج به او استقلال و مسئولیت بدهید.


همچنین او نیازمند یک سری حد و مرزها و قوانین واضح و روشن است. این که چه چیز قابل قبول و پذیرفته شده است باید شفاف باشد. حتی زمانی که او از این قواعد سرپیچی می کند و می خواهد از مرزهای تعیین شده بگذرد.


آنچه برای نوجوانان مفید است


وقتی کودک شما به یک نوجوان تبدیل می شود، می بینید که یک همنشین و دوست و هم صحبت دارید که می توانید با او گپ بزنید، نظرات خود را با او در میان بگذارید و با او بحث کنید. حتی ممکن است از انرژی و شور و شوق او طعم جدیدی از زندگی را بچشید. مطمئن باشید این خوشبینی و این اشتیاق قابل دریافت است.


پدر و مادرهای عاقل و آگاه برای فرزند نوجوانشان همانند یک فرد بزرگسال عزت و احترام قائل هستند و می دانند که گاهی اوقات ممکن است برخی از رفتارهایی که که مربوط به کوچکترها است نیز از او سر بزند.


ممکن است گیج کننده باشد که یک نوجوان گاهی مثل بچه های خردسال عکس العمل نشان می دهد. او که به سرعت با استقلال تازه به دست آمده اش به جلو می تازد بعضی وقت ها مانند یک کودک به امنیت خانواده پناه می برد. فراموش نکنید در درون یک نوجوان رُک و سرکش که سال های پر تنش عمر خود را سپری می کند، یک کودک حساس نهفته است.


پشت سر پدر و مادر


فرزند نوجوانتان هنوز به شما احتیاج دارد و نظرات شما باطناً برایش مهم هستند. اگر بپذیرید که بسیاری از اختلافات و تعارضات اجتناب ناپذیر هستند بهتر می توانید خود را برای برخورد با آنها آماده کنید.


از سوی دیگر به خاطر داشته باشید که برای یک کودک، زندگی با برادر یا خواهر بزرگتری که با نوجوانی دست و پنجه نرم می کند هم مشکل است و برای هر دو آنان چنین چیزی یک بدشانسی است. بنابراین آنچه اهمیت دارد این است که نیازهای فرزند کوچکترتان را هم فراموش نکنید به خصوص نیازهایی که در چالش با یک نوجوان به وجود آمده اند. از این که نوجوان شما مثلاً بعضی وقت ها طوری رفتار می کند که شما را بدترین آدم روی زمین می داند یا این که می خواهد دوستانش با شما روبرو نشوند و یا به عنوان مثال شما را در جریان آنچه در مدرسه اش اتفاق می افتد قرار نمی دهد تا از حضور احتمالی شما در مدرسه جلوگیری کند، دلخور و ناراحت نشوید. بروز چنین رفتارهایی از سوی نوجوانان، عادی بلکه رفتار عمومی آنها است. اما بدانید علیرغم همه اینها دوستتان دارد.


از طرف دیگر ممکن است با نوجوان شدن کودکتان، اعتماد به نفس شما نیز صدمه ببیند و احساس کنید مطمئن نیستید چگونه مشکلات خود را با او حل کنید. ممکن است عمیقاً دلخور و ناراحت شوید از این که نوجوانتان از شما فاصله گرفته است و از عکس العمل مناسب در این مورد مطمئن نباشید. اگر گمان می کنید که این مسئله واقعاً غیر قابل تحمل شده است پس بیشتر از این که فرزندتان را نادیده بگیرید، با او حرف بزنید و همیشه سعی کنید پشتیبانی عاطفی خود را به او ابراز نمایید.


این پشتیبانی در سنین نوجوانی ضروری است و باعث خواهد شد فرزند شما را در این مسیر پر تلاطم به سمت بزرگسالی، حمایت کند.



فرزند نوجوانتان شما را دوست دارد!

پدر عزیز، شما هم در زندگی فرزندتان نقش دارید

پدر عزیز، شما هم در زندگی فرزندتان نقش دارید


مادر پسر بچه ۶ ساله ای نزد روانپزشک می رود تا در مورد مشکلات رفتاری او صحبت کند، اما پدر کودک که فردی تحصیل کرده و در زمینه تحصیلی خود متخصص می باشد از حضور در این ملاقات سر باز می زند. وقتی روانپزشک علت را جویا می شود مادر کودک می گوید، او به روانشناسی و روانپزشکی اعتقاد ندارد.


عدم حضور موثر پدران در زمینه های مختلف زندگی کودکان به خصوص زمینه های رفتاری و عاطفی، یکی از مشکلاتی است که روانپزشکان معتقدند امروزه بسیار رایج گشته است.


بسیاری از پدرها حتی تمایلی به آگاه شدن از سلامت روانی کودکان خود نشان نمی دهند. مسلما احتمال پذیرش مشکل عاطفی فرزند برای افرادی که حتی تمایلی به بیان مشکلات عاطفی خود ندارند امری بسیار دشوارمی باشد. معمولاً پدرها نسبت به ابراز احساسات و عواطف خود گرایش کمتری نشان می دهند و ترجیح می دهند پدری قوی و متبحر باشند تا دلسوز و عاطفی.


با در نظر گرفتن این امر که مردها برای بر طرف کردن مشکلات عاطفی – روانی خود کمتر نزد روانشناسان می روند. کاملا منطقی است که باور نکنند فرزندانشان ممکن است از لحاظ عاطفی به کمک احتیاج داشته باشند. آنها معتقدند تمامی مسائل عاطفی – روانی با کنترل بر رفتار کودک بر طرف می شود و چنانچه آنها این توانایی را داشته باشند، کودکانشان نیز قادر به کنترل رفتار خود خواهند شد. به نظر بسیاری از پدران این مسائل نشات گرفته از بد رفتاری است نه مشکل عاطفی.


طی تحقیقی، از پدرها خواسته شد که پسر لجوجی را در نظر بگیرند که به هیچ وجه قادر به کنترل رفتارش نمی باشند و سرانجام بگوئید که آیا در این صورت حاضر به مراجعه به روانپزشک هستند یا خیر؟ اغلب آنها ابراز کردند که ما بیشتر نگران بدنامی های هستیم که بعد از مراجعه به رونپزشک به وجود می آید نه لجاجت! و عجیب آن که آنها گمان می کنند بدنامی تاثیر بسیاربدی روی آنها و کل خانواده بر جای می گذارد.


بررسی ها نشان می دهد، زمانی که پدران و مادران با فرزندان خود صرف می کنند به یک اندازه نیست، به همین دلیل اغلب پدرها کمتر می توانند خود را با پیشرفت ها و بلوغ روحی فرزندانشان هماهنگ کنند.


یکی از اساتید روانپزشکی در دانشگاه می گوید هر چند اخیراً پدران بیشتر در زندگی فرزندشان نقش ایفا می کنند، اما همچنان با مادران برابری ندارند. طبق تجربیات این استاد روانشناس ، مادران تقریباً همیشه می توانند بگویند که فرزندشان، حتی اگر اولین فرزند باشد، در چه مرحله روحی قرار دارد، اما پدرها هیچگاه قادر به انجام این امر نیستند.


کارشناسان معتقدند دسترسی پیدا کردن مستقیم به پدران ، بهترین راه برای شرکت دادن آنها در تمامی فعالیت های مربوط به کودکان است. آنها همچنین ابراز می کنند که مردان باید در مورد بیماری ها و پیچیدگی های روحی- روانی تعلیم ببینند. در این زمینه کوتاهی های بسیاری صورت گرفته که باید جبران شود. لازم به ذکر است که وضعیت اجتماعی – اقتصادی ، هیچ مشکلی در این زمینه ایجاد نمی کند. انسان از هر طبقه اجتماعی که باشد نسبت به پیشرفت اشتیاق نشان می دهد.


پدران تحصیل کرده به نوعی می دانند که باید به نحوی دراین ملاقات ها شرکت کنند، و اگر از پدری در سطح اقتصادی – اجتماعی پایین خواسته شود که در چنین ملاقات هایی حضور به هم برساند، چرا که به وجودشان نیاز هست آنها نیز از آنجایی که عاشق فرزندشان هستند، خواهند آمد.



پدر عزیز، شما هم در زندگی فرزندتان نقش دارید

شریک زندگی خود را چگونه انتخاب کنید؟

شریک زندگی خود را چگونه انتخاب کنید؟


ازدواج یکی از مهمترین حوادثی است که در زندگی هر انسان رخ می دهد. نظر به اهمیت ازدواج و تشکیل خانواده و تاثیرآن در تداوم و استحکام خانواده، تربیت فرزندان، داشتن زندگی سالم توأم با رضایت و خوشبختی و احساس موفقیت ، ضرورت دارد دختران و پسران هنگام ازدواج از خدمات مشاوره ای مناسبی بهره مند شوند و از این طریق با اهداف ، وظایف و حقوق یکدیگر به خوبی آشنا شوند.


امروزه دختران و پسران جوان در آستانه ازدواج با بهره گیری از خدمات مشاوره ازدواج، می توانند با گامهای راسخ تر و آرامش و اطمینان بیشتری در راه پرپیچ و خم ازدواج و تشکیل خانواده گام نهند و در نهایت در این امر مهم موفق باشند.


متأسفانه در جامعه ی ما ، در برخی موارد دختران و پسران بدون مطالعه و آگاهی کافی با برخورداری از احساس و ذوق ، منهای دقت در ابعاد گوناگون اخلاقی ، جسمی و روانی با یکدیگر ازدواج می کنند. پس از ازدواج نیز به دلیل عدم آگاهی، به این مشکلات دامن می زنند.


نکاتی چند جهت انتخاب همسر


۱) نسبت به کل ماجرا واقع بین باشید. تابع احساسات نگردید و به شکل منطقی جوانب کار را بسنجید. در تداوم یک ازدواج ، دوست داشتن و عشق اگر چه شرط لازم است ولی کافی نیست. پس به سایر مسائل مهم نیز بپردازید. رؤیایی نیندیشید.


۲) درباره دلیل تمایل طرف مقابل به ازدواج با خودتان تحقیق کنید. اگر این تمایل بنا به مصالحی از قبیل پول و ثروت، شهرت، خروج از کشور و غیره است از آن صرفنظر کنید.


۳) شریک احتمالی زندگی خود را بشناسید. در چارچوب آنچه در دین و فرهنگ مجاز می باشد، قبل از تصمیم گیری برای ازدواج ، شریک احتمالی زندگی خود را بیشتر بشناسید. این شناخت یا به واسطه رفت و آمد و پرسش های مستقیم حاصل می گردد و یا از طریق دیگر آشنایان. توجه داشته باشید دوستان فرد ، گاه برخی حقایق را پنهان می کنند. پس شاید بهتر باشد در بعضی مواقع به طور غیر مستقیم به پاسخ برسید . در مجموع شما بایستی در مورد خلق و خو، افکار، عقاید، خواسته ها، عادات، دیدگاه ها، حساسیت ها، نوع برخوردها، توانایی های ارتباطی و… شناخت پیدا کنید.


طرز برخورد فرد را در موقعیت های بحرانی و در برابر مادیات بشناسید.


۴) اعتقادات و باورهای مذهبی طرف مقابل را جویا شوید. عقاید و باورهای همسر احتمالی خود را در مورد آئین و مذهب جویا شوید و ببینید که آیا با برداشت شما از دین سازگار است یا خیر. چرا که اگر نقطه نظرات این فرد برای شما قابل قبول نباشد احتمال وقوع مشکلات شدیدی پیش بینی می شود. مگر آنکه در این زمینه انعطاف پذیرباشید و بتوانید خود را در چارچوب نظرات او قرار داده و شیوه زندگی او را بپذیرید. پس به طرف مقابل اجازه دهید به طور وضوح برداشت خود را از مذهب بگوید و انتظارات خود را در مورد شما به عنوان همسر، بیان نماید.


۵) برخوردهای همسراحتمالی خود را در موقعیت های مختلف بررسی کنید. هر چه بیشتر در شرایط متفاوت و متعددی همسر احتمالی خود را ملاقات کرده و مورد مشاهده قرار دهید، نشانه های بیشتری از طرز برخورد او با مردم و در موقعیت های مختلف خواهید یافت.


۶) خواسته ها و انتظارات یکدیگر را مورد مطالعه قرار دهید. شما باید بدانید همسر آینده شما چه انتظاراتی از خودش و شما دارد. شما باید در مورد مسائل مهم زندگی به توافق برسید. به طور مثال شما باید بدانید:


- در چه شهر یا کشوری زندگی مشترک خود را آغاز خواهید کرد.


- زندگی خود را با خانواده همسر آغازخواهید کرد یا به طور مستقل.


- زمان بچه دار شدنتان حدوداً چه مدت پس از ازدواج خواهد بود.


- نظر همسر احتمالی شما در مورد شغل و فعالیت های خارج از منزل چیست.


- نظر همسراحتمالی شما در مورد رابطه ها و معاشرت خانوادگی و دوستانه چیست.


و …


۷) درباره خانواده ی فرد مورد نظر تحقیق کنید. آنها را بیشتر بشناسید. با فرهنگ و باورهای آنها آشنا شوید . رابطه فرد مذکور را با والدین ، خواهران و برادرانش جویا شوید. بررسی کنید که تعهد وی در قبال این افراد چگونه است و در آینده چه تعهداتی نسبت به آنها دارد و تأثیر این موضوع بر زندگی شما چگونه خواهد بود . نسبت به احساس خانواده در مورد این ازدواج واقف باشید.


۸) با خود واقعی تان مشورت کنید. به ندای درونی خود گوش فرا دهید. از خود بپرسید آیا این فرد همان کسی است که واقعاً به دنبالش بوده ام . آیا می خواهم که این مرد یا زن، پدر و مادر فرزند من باشد. اگر پاسخ صریحی ندارید دوباره بر روی موضوع تمرکز کنید وسعی کنید پاسخی قاطع برای آن بیابید چرا که ازدواج یکی از بزرگترین و مهمترین مسائل زندگی شما است و آینده فرزندان شما را تحت الشعاع قرار می دهد.


۹) دلایل متناسبی برای ازدواجتان پیدا کنید و خود تصمیم گیرنده نهایی باشید. هرگز تحت فشار برای ازدواج متقاعد نشوید. تنها خوب بودن احساسات اطرافیان درمورد طرف مقابل کافی نیست، قلب و منطق شما نیز باید دراین کار رضایت دهد. ضمن احترام به تجربه و عقاید اطرافیان ، به ویژه والدین و حفظ آداب و رسوم فرهنگی و مذهبی ، تسلیم فشارهای اطرافیان نشوید.


۱۰) نسبت به سلامت جسمانی و روانی طرف مقابل اطمینان حاصل کنید . به خاطر بسپارید که سلامت جسمانی و روانی و عدم گرایش به مواد مخدر یکی از فاکتورهای مهم درانتخاب همسر است. بنابر این پیش از تصمیم گیری درباره ی ازدواج ، در مورد نکات مذکور اطمینان حاصل کنید. مسلماً شریکی وابسته به مواد مخدر و یا دارای بیماری خاص جسمانی، آینده مبهمی را رقم می زند.


۱۱) توجه داشته باشید که با شریک احتمالی زندگی خود درمواردی مانند طبقه اجتماعی، سن، میزان تحصیلات و توانایی های هوشی تناسب داشته باشید. این موارد را جدی بگیرید.


۱۲) عجله نکنید. با توجه به این که بسیاری از ازدواج ها به دلیل دستپاچگی و عجله کردن در تصمیم گیری درنهایت به شکست منتهی می شود ، در تصمیم خود برای قبول یک ازدواج عجله نداشته باشید. حتماً در مورد فردی که می خواهید عمری را با وی سپری کنید، تحقیق کنید. به شناخت برسید و وقت بگذارید . صرفاً به دلیل ناامید شدن از ازدواج تن به یک ازدواج نامناسب ندهید و خود را به فهرست قربانیان ازدواج اضافه نکنید.


۱۳) از خداوند کمک و راهنمایی بگیرید. با ایمان و توکل به خدا از او بخواهید تا درانتخاب صحیح شریک زندگی ، شما را یاری کرده و مسیر مناسبی را پیش رویتان قرار دهد. چنانچه پس از مطالعه نکات مذکور هنوز در تصمیم گیری خود دچار تردید هستید ، می توانید به مشاورین حاضر در مراکز مشاوره رجوع کرده و با آنها مشورت نمائید.


منبع:


سایت تبیان



شریک زندگی خود را چگونه انتخاب کنید؟