۱۳۹۷ تیر ۳۱, یکشنبه
خدمات به اشتراک گذاری ویدیو آنلاین - خانه با کیفیت بالا برای میزبانی ویدئو و تماشای کاوش و تماشای فیلم ها آنلاین
۱۳۹۳ خرداد ۱۵, پنجشنبه
آموزش تبدیل فید Rss ناقص به آر اس اس کامل
اگر شما هم از اهالی فیدخوانی و گودر ( گوگل ریدر ) باشید قطعا با سایت هایی مواجه شدید که فید آن ها ناقص است و برای خواندن پست های آن سایت یا وبلاگ باید به آن مراجعه کرد.
به گزارش پایگاه خبری فناوری اطلاعات برسام و به نقل از رونوشت میلاد، این کار عملا سرعت فیدخوانی شما را کاهش می دهد. اما سایت Full Text RSS Feed Builder به شما کمک می کند تا فیدهای ناقص را به صورت کامل مشاهده کنید.
برای این کار به این سایت رفته و بعد از وارد کردن آدرس فید ناقص , نسخه کامل آن را دریافت و در گوگل ریدر خود اد کنید. بعد از آن برای مطالعه این سایت ها دیگر نیازی به مراجعه به آن ها نیست. البته به شخصه به مدیران سایت ها و وبلاگ ها توصیه می کنم خودشان فیدهاشون رُ کامل در اختیار خوانندگانشون قرار دهند.
آموزش تبدیل فید Rss ناقص به آر اس اس کامل
۱۳۹۳ خرداد ۸, پنجشنبه
خوشتیپ ترین فرزندان ستاره ها کدامند؟! +عکس
۱ کینگستون و زوما راسدیل
تعجبی ندارد که کینگستون ۸ ساله و برادر کوچکش، زوما ۵ ساله، این قدر خوش تیپ هستند؛ مادرشان کسی نیست جز گوئن استفانی که شهرت او بیش از آنکه در مورد خوانندگی اش باشد، در مورد سبک لباس پوشیدن اوست. گوئن استفانی یک طراح فشن موفق نیز هست و خط تولید L.A.M.B. او سالانه ۹۰ میلیون دلار فروش دارد. پسران او نیز آخرین مدل لباس های پسرانه را می پوشند که در کنار موهای بلوندشان، استایل خواننده های راک را تداعی می کند.
2. زاهارا جولی-پیت
اگر به کل بچه های خانواده آنجلینا جولی و برد پیت نگاهی بیندازید، می بینید که زاهارا بدون کوچکترین تلاشی، خوش تیپ ترین آنهاست. زاهارا هم مانند مادرش آنجلینا، طرفدار لباس های دخترانه مانند دامن، کفش های باله، هدبندهای زیبا و ست های خوشرنگ و شاد است. زاهارا اکثر اوقات همراه مادرش به خرید می رود و همراه با آنجلینا به بیشتر نقاط دنیا سفر کرده است.
3. آنر وارن
دختر کوچولوی ۵ ساله جسیکا آلبا و کش وارن، آنر نام دارد که مسلماً سبک شیک و زیبا جسیکا را به ارث برده است و اغلب اوقات او را با ترکیبی از لباس های چرم و پیراهن های رنگی و شاد می بینیم. جسیکا، ستاره فیلم سینمایی The Fantastic Four در یکی از مصاحبه هایش اعتراف کرده بود که لباس های دخترش را خودش انتخاب نمی کند و کمد لباس هایش پر از کلاه گیس و کفش های پاشنه بلند است. او می گوید: «این واقعاً دیوونگیه، ولی این چیزا واقعاً خوشحالش می کنن.»
4. فلین بلوم
وقتی مادرتان سوپرمدلی مانند میراندا کر و پدرتان بازیگری مانند اورلاندو بلوم باشد، شما حتماً خوش تیپ خواهید شد، زیرا این در ژن شما وجود دارد. فلین بلوم، پسر ۳ ساله میراندا و اورلاندو ثابت کرده که فقط یک پسربچه تپل و بانمک با لبخندی شیرین برای دوربین پاپاراتزی و عکاسان مجلات گوناگون نیست. بلکه او عاشق لباس های خوشرنگ و شاد است و بیشتر اوقات نیز او را با کلاه های بیسبال می بینیم. محض اطلاعتان همه لباس های او محصول طراحان معروف دنیا هستند.
5. ماریون و تابیثا برادریک
ماریون و تابیثا، دوقلوهای سارا جسیکا پارکر و متیو برادریک هستند که به احتمال زیاد سبک لباس پوشیدن شان به مادرشان رفته است. این دوقلوها را که اغلب در نیویورک سیتی با مادرشان یا پدرشان می بینیم، اغلب لباس های شبیه به هم با رنگ های متفاوت می پوشند و طرح های حیوانات و اکسسوارهای تزئینی و جوراب شلواری را خیلی دوست دارند. مادرشان ترجیح می دهد که آنها بیشتر محصولات برندهای مقرون به صرفه را بپوشند.
6. پرنس جورج کمبریج
پرنس جورج تنها در سن نه ماهگی تبدیل به یکی از تعیین کنندگان ترند پوشاک کودکان در کل دنیا شده است، هر چه باشد او یکی از اعضای خانواده سلطنتی است! مادرش کیت میدلتون در لیست خوش پوش ترین زنان دنیا قرار دارد و جورج نیز از این قاعده مستثنی نیست. در سفر آنها به استرالیا چشم همه دنیا به این بچه بود. او نه تنها بانمک و دوست داشتنی است، بلکه بسیار هم شیک و خوش پوش است. بیشتر لباس های تم دریایی و ساحلی دارند و بیشتر شامل پیراهن پولوی راه راه و رولباسی های سفید و آبی می شوند. بیشتر این پوشاک از برند لوکس Rachel Riley هستند و هر بار که جورج این لباس ها را می پوشد، درخواست مردم برای این مدل پوشاک بیشتر می شود.
۷٫ میسون دیسیک
میسون هم یکی از اعضای خانواده پرجمعیت کارداشیان است که پول زیادی فقط خرج لباس های او می شود. این پسر ۴ ساله فرزند کورتنی کارداشیان و اسکات دیسیک است و تعجبی ندارد که انقدر به سر و وضع او می رسند، زیرا آنها در برنامه های زنده تلویزیونی حضور می یابند. لباس هایی که میسون می پوشد اغلب از برند Ralph Lauren هستند.
8. اسکایلر برمان
اسکایلر پسر ریچل زوئی، استالیست معروف ستاره ها و چهره ها است و کاملاً طبیعی است که انتظار داشته باشیم پسر سه ساله او کمد لباسی پر از پوشاک شیک داشته باشد. ظاهراً اسکایلر عاشق کلاه های فدورا و بوت های چرم و لباس های برندهای معروف است.
9. سوری کروز
از وقتی که سوری را در مراسم سال ۲۰۰۶ ونیتی فیر دیده ایم، تابحال سوری به لطف پدر و مادر معروف و پولدارش، کیتی هولمز و تام کروز، و استایل بی نقصش در هر مراسمی همه نگاه ها را به سوی خود جلب کرده است. در سال ۲۰۱۲، این دختربچه خوش تیپ در لیست خوش لباس ترین های مجله InStyle قرار گرفت و چهره هایی همچون دوشس کمبریج را کنار زد. پوشاک سوری اغلب شامل محصولاتی از روبرتو کاوالی و لوبوتن می شود و می گویند کل کمد لباس او ۳ میلیون دلار می ارزد.
10. هارپر بکهام
هارپر بکهام ۲ ساله فرزند دیوید و ویکتوریا بکهام است که برای خودش فشنیستای معروفی در کل دنیاست. هرچه باشد مادرش طراح فشن و پدرش فوتبالیست افسانه ای و خوش تیپ بریتانیایی است که در کل دنیا به اندازه کیت و ویلیام، اعضای خانواده سلطنتی، محبوب هستند. هارپر از همان ماه های اولیه تولدش سوژه رسانه های دنیا بود و کمد لباس او بسیار متنوع بود. دیوید و ویکتوریا بعد از سه پسر یک دختر آوردند و به همین دلیل است که دیوید بکهام عاشق دخترش است و برای خریدن لباس های زیبا و محصولات برندهای معروف دنیا برای پرنسس کوچکش از هیچ خرجی فروگذار نمی کند. لباس های او شامل پوشاک Marc Jacobs و Chloe می شوند.
ستاره ها
خوشتیپ ترین فرزندان ستاره ها کدامند؟! +عکس
۱۳۹۳ خرداد ۷, چهارشنبه
اگر پیاز خور هستید حتما این مطلب را بخوانید
پیاز یک عضو از خانواده آلیوم است که سرشار از گوگرد است که باعث بوی تند آن می شود وبرای سلامت بدن بسیار مفید است.
شواهدی وجود دارد که ترکیبات گوگرد در پیاز باعث ضد انعقاد بودن آن می شود و باعث جلوگیری از تجمع ناخواسته سلول های پلاکت خون می شود. همچنین شواهدی وجود دارد که نشان می دهد ترکیبات گوگرد پیاز می تواند سطوح خونی کلسترول و تری گلیسرید را کاهش دهد وباعث بهبود عملکرد غشای سلولی در سلول های قرمز خون نیز می شود. مزایای پیاز در چارچوب کلی باعث پیشگیری از حمله قلبی می شود.
پیاز برای استحکام استخوان بسیار مفید است
مطالعات نشان داده است که پیاز می تواند به افزایش تراکم استخوان کمک می کند به ویژه در زنانی که در سنین یائسگی و در حال از دست دادن تراکم استخوان هستند. به علاوه، شواهدی وجود دارد که نشان می دهد زنانی که به سن یائسگی می رسند و پیاز مصرف می کنند احتمال شکستگی در لگن درآن ها بسیار کم است بنابراین حتما روزانه از پیاز استفاده کنید چون مصرف روزانه پیاز برای افزایش تراکم استخوان بسیار مفید است. علاوه بر این گوگرد موجود در پیاز باعث استحکام و همبندی استخوان ها می شود.
پیازچه فواید زیادی دارد که اغلب آن ها مانند پیاز است. از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:
کاهش قند خون
کاهش کلسترول خون بالا
کاهش فشار خون بالا
کاهش ریسک پیشرفت سرطان کولون و دیگر سرطان ها
کاهش التهاب
سلام دکتر
اگر پیاز خور هستید حتما این مطلب را بخوانید
۱۳۹۳ خرداد ۶, سهشنبه
بانوان دانشجو از خانوم لیلا حاتمی شکایت کردند + متن شکایت
حضور ریاست محترم دادسرای فرهنگ و رسانه
سلام علیکم
احتراما به استحضار میرساند همانطور که اطلاع دارید، «لیلا حاتمی» هنر پیشه زن فعال در سینمای جمهوری اسلامی ایران که در شصت و هفتمین دوره جشنواره فیلم کن در فرانسه به عنوان داور حاضر بوده است در اقدامی علنی و عامدانه، برای دست دادن و بوسیدن رئیس مرد اجنبی این فستیوال پیش قدم شده و فعل حرام یاد شده را مرتکب گردیده است. این درحالی که این اقدام گستاخانه، در انزار عمومی اتفاق افتاده و نام برده به انتشار قطعی تصاویر قبیحه عمل ارتکابی خود عالم بوده است.
بر این اساس ؛ما امضاءکنندگان این شکوائیه که جمعی از خواهران دانشجو میباشیم، با وفق عمل ارتکابی «لیلا حاتمی» با مواد ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی از نام برده به دلیل ارتکاب و تظاهر علنی به عمل حرام در انظار و اماکن عمومی و معابر، نزد آن مقام قضائی اقامه دعوی میکند و خواستار اعمال مجازات حبس مندرج در قانون، برای نامبرده هستیم، همچنین به دلیل «جریحهدار شدن احساسات مذهبی» ملت غیور و شهید پرور ایران توسط این هنر پیشه، خواستار اعمال مجازات شلاق مندرج این ماده قانونی برای وی میباشیم.
همچنین ضمن وفق عمل حرام ارتکابی «لیلا حاتمی» با ماده ۶۳۹ قانون مجازات اسلامی، خواستار اعمال مجازات مندرج در این ماده در قبال نام برده است. براین اساس، از آن جهت که «لیلا حاتمی» دارای شهرت و محبوبیت در بین مردم مسلمان ایران بوده و عامدانه و عالمانه اقدام به عمل حرام بوسیدن علنی مرد اجنبی نموده و با لباس غیرشرعی در انزار عمومی حاضر گردیده است، عمل وی قطعا میتواند توسط برخی افراد نا آگاه، مشروع تلقی گردیده و الگوسازی شود.
لذا از وی به دلیل آنکه مردم را «تشویق به فساد» نموده شاکی و خواستار اعمال مجازات حبس از یک تا ۱۰ سال زندان برای وی هستیم.
لازم بذکر است: خواهر ارمی بعنوان نماینده این جمع جهت ارائه این شکوائیه به دادسرا و پیگیریهای بعدی معرفی میشود.
والسلام
جمعی از خواهران دانشجوی حزب الله
این شکوائیه امروز ۳۱/۲/۹۳ به دادسرای فرهنگ و رسانه توسط نماینده این جمع تحویل شد و متعاقبا با شماره پرونده ۹۳۰۹۹۸۲۶۸۷۴۰۰۰۳۳ به شعبه چهارم بازپرسی ارجاع شد.
فهرست امضا کنندگان :
۱- مقدسه ارمی – مهندسی کشاورزی
۲- مریم تورگلی – زمین شناسی
۳- بهناز فیاض – علوم اجتماعی
۴- زینب مدنیان – علوم تربیتی
۵- زینب شعبانی – مطالعات زنان
۶- مومنی – مطالعات زنان
۷- عطایی – فلسفه علم
۸- نجمیه منصوری – ارشد کلام اسلامی
۹- توران مشرف – ادبیات فارسی
۱۰- پریسا عابدی – جامعه شناسی
۱۱- هما بابایی – مامایی
۱۲- اعظم حیدری – ژنتیک
۱۳- محدثه بخشی – بالینی
۱۴- مرضیه ابراهیمی – مهندسی رباتیک
۱۵- زهرا گدازنده – مهندسی بهداشت محیط
۱۶- زهرا ایزدی – گرافیک
۱۷- زهرا شریفی – اقتصاد
۱۸- میترا خوشکام – علوم قرآن و حدیث
۱۹- مرضیه حسینی – مهندسی ژنتیک
۲۰- مریم پور ملا ابراهیم–مهندسی کشاورزی
۲۱- فاطمه زند – کارشناسی ارتباطات
۲۲- عرفانه زند –کارشناس مهندسی بهداشت محیط
۲۳- نسترن کواکبی – روانشناسی بالینی
۲۴- نرگس زندی – دیپلم اقتصاد
۲۵- نجمه مقدم – مدرسه فرهنگ
۲۶- زهرا هدایتی – مدرسه فرهنگ
۲۷- مریم خان محمد – دانش آموز
۲۸- محدثه قاسم پور –تاریخ
۲۹- مریم هدایتی – ارشد الهیات
۳۰- طاهره پهلوان پور – ارشد الهیات
۳۱- فائزه زین العابدینی – ارشد الهیات
۳۲- زهرا کرمی – ارشد الهیات
۳۳- عاطفهعبدیخان–دانشجویدکترای ادیان و عرفان
۳۴- زینب شاکری – تاریخ
۳۵- فاطمه توحید لو – تاریخ
۳۶- اعظم حبیب الهی – فیزیک
۳۷- مهدیه نیازمند – معارف قرآن
۳۸- طاهره حبیب اللهی – معارف قرآن
۳۹- فهیمه شهباز – تربیت بدنی
۴۰- فرزانه صالحی – روانشناسی
۴۱- فائزه صالحی – روانشناسی
۴۲- مرضیه – مهندسی صنایع غذایی
۴۳- مریمحبیباللهی–مهندسی محیطزیست
۴۴- فاطمه السادات بیات – فیزیک
۴۵- فهیمه حیدری – فیزیک
۴۶- زهرا خاکباز
۴۷- فاطمه نوش زاده
۴۸- ملیحه یزدی – قرآن و حدیث
۴۹- آمنه پرستگاری – پزشکی
۵۰- بهاره مردانی – مددکار اجتماعی
باشگاه خبرنگاران
بانوان دانشجو از خانوم لیلا حاتمی شکایت کردند + متن شکایت
اولین مصاحبه خانوم لیلا حاتمی پس از ماجراهای روبوسی در جشنواره کن
لیلا حاتمی بازیگر سرشناس ایرانی که با فیلم برنده اسکار «جدایی نادر از سیمین» در سطح سینمای جهان به عنوان چهرهای مطرح شناخته شد، در حالی در گفتوگویی با خبرنگار خبرگزاری فرانسه پاسخگوی سوالات وی بود که امسال یکی از اعضای هیات داوران بخش رقابتی جشنواره معتبر کن است.
لیلا حاتمی یکی از ۹ اعضای هیات داوران بخش رقابتی جشنواره کن به ریاست «جین کمپیون» است و در مصاحبهای با شارلوت پاوارد از خبرگزاری فرانسه که در وب سایت رسمی جشنواره کن نیز منتشر شده است، در پاسخ به سوالی درباره خانواده سینماییاش و اهمیت همکاری با خانوادهاش در ساخت فیلم گفت: خانوادهام نقش پررنگی در ایجاد عشق من به سینما داشتند. کار حرفهایام را به عنوان بازیگر پس از مرگ پدرم آغاز کردم که عاشق فیلمهایش بودم.
همکاری با همسرم در فیلمش نیز یک کار خانوادگی بود، چرا که منابع مالی زیادی در اختیار نداشتیم، بنابراین همسرم تصمیم گرفت دو فیلم به روش خانوادگی بسازد.
حاتمی در ادامه گفت: اما این گونه نیست که همواره ترجیح دهم در فیلمهای ساخته خانوادهام ایفای نقش کنم، به طور کلی دوست ندارم همیشه با یک مجموعه ثابت کارگردان، فیلمنامه نویس و… کار کنم. فیلمهایم را از طریق مطالعه فیلمنامه و بررسی نقش انتخاب میکنم و در صورتی که نقش مناسب من نباشد آن را نمیپذیرم.
حاتمی درباره شرایط کنونی زنان در سینمای ایران نیز گفت: شرایط کار برای بازیگران زن دشوارتر است تا حدی که ما دارای ابزار یکسان برای اعتبار بخشیدن بیشتر به بازیگریمان نیستیم و از بیان فیزیکی استفاده میکنیم. زمانی که در محیط بسیار سادهای فیلم میسازید، سینما تا حد فراوانی متمرکز بر بازیگر میشود؛ همانند تمایز میان طراحی و نقاشی، طراحی شامل خطوطی است که بسیار روشن و واضح اند، در حالی که در نقاشی پنهان کردن نقیصهها آسانتر است.
حاتمی در ادامه مصاحبه خود با خبرنگار خبرگزاری فرانسه که او را یک چهره بین المللی میداند در پاسخ به پرسشی درباره تصویرش از شهر تهران گفت: تهران یک شهر چند فرهنگی نیست اما مردم آن پذیرای همه جهانیان هستند و هرآنچه در اخبار به ویژه در هنر و مد روی میدهد، دنبال میکنند، عموما به اینترنت دسترسی دارند و ذهن بستهای ندارند و دوست دارند بدانند در اطرافشان چه خبر است.
حاتمی درباره پروژه بعدی سینماییاش نیز گفت: اخیرا بازی در فیلم «ساعت در دنیای شما چند است؟» به کارگردانی صفی یزدانیان را به پایان رساندهام، این فیلم بسیار زیباست و به نوعی نمایشگر ارتباط میان ایران و فرانسه است که شامل یک داستان عاشقانه و تکان دهنده نیز میشود.
او درباره رابطهاش با کشور فرانسه گفت: این رابطه به زمان کودکی من باز میگردد. زمانی که بسیار کوچک بودم مادرم من را به مدرسه فرانسوی برد اما پس از انقلاب مدرسه بسته شد و من ماندم و دانش نصفه و نیمه فرانسوی! اما همواره در یادگیری فرانسه یک کمال طلب بودم و هرگز از سطح خودم در یاگیری زبان رضایت نداشتم.
برنده خرس نقرهای جشنواره برلین برای فیلم«جدایی نادر از سیمین»، در انتها درباره کارگردان مورد علاقهاش گفت: من واقعا یکی از طرفداران «فرانسوا تروفو» هستم و تمامی فیلمهای او را دیدهام، اما «تارانتینو»، «هانکه»، «وودی آلن»، «پولانسکی» و کیارستمی- را که احترام بسیار زیادی برای او قائل هستم- نیز واقعا دوست دارم.
ایسنا
اولین مصاحبه خانوم لیلا حاتمی پس از ماجراهای روبوسی در جشنواره کن
آیا سفر هنرمندان به برزیل مجانی است؟ / پوریا پورسرخ در برنامه سلام تهران
پوریا پورسرخ پنجشنبه یکم خرداد مهمان برنامه «سلام تهران» شبکه پنج بود. این بازیگر سینما و تلویزیون که برای نخستین بار در یک برنامه صبحگاهی حاضر شده بود، پشت یک نیمکت دوران مدرسه نشست و از خاطرات دوران تحصیلش سخن گفت و اینکه چه مسیری را طی کرد تا توانسته بازیگر موفقی باشد.
پوریا پورسرخ در گفته های خود اشاره کرد کسانی که من را نمی شناسند شاید تصور کنند من قیافه می گیرم اما در واقع این طور نیست و دلیل این برداشت شاید این باشد که روحیه آرام و گوشه گیری دارم و دوستانی که از نزدیک با من آشنایی دارند به خوبی من را می شناسند. او به صمیمیتش با هیراد حاتمی، مجری برنامه اشاره کرد و گفت: «هیراد حاضر است شهادت دهد که من تا چه اندازه گوشه گیرم و اصلا به اصطلاح در قیافه نیستم. می توانم بگم شاید کمتر از پنج درصد هستند که تصور را نسبت من دارند.»
وی در ادامه گفتگو خود در برنامه سلام تهران درباره کم کاری خود گفت:«من حدود یک سالی با پروژه سینمایی «رستاخیز» همکاری داشتم و در حال حاضر هم در حال بازی دراولین مجموعه ۱۰۰ قسمتی به نام «کیمیا» هستم»
پورسرخ از علاقه خود به ورزش و ویژه فوتبال گفت و متذکر شد که چندی پیش در رسانه ها عنوان شد که تعدادی بازیگران به صورت مجانی برای مسابقات جام جهانی فرستاده خواهند شد: « من کاملا این موضوع را تکذیب می کنم. انتشار نادرست این مطلب هم از آنجا بود که اسپانسری طی یک شرایط و در ازای مسابقه ای قرار بود که این کار را انجام دهد. شاید درست نباشد که من جزییات آن مجموعه اسپانسر را عنوان کنم ولی انصافا کسی تا به حال مجانی ما را تا عوارضی هم نبرده است و این موضوع شایعهای بیش نبوده است».
پوریا پورسرخ از علاقه خود به فیلم «روز سوم» گفت: « هنوز وقتی که به خرمشهر سفر می کنم به خیابان محل فیلمبرداری و ضبط فیلم «روز سوم» برای تجدید خاطرات سر می زنم».
حضور پور سرخ در برنامه تلویزیونی سلام تهران با یک حاشیه نیز روبرو بود به طوریکه در انتهای گفته های خود به یکباره او اعلام کرد علیرغم دلخوری که از مدیران شبکه تهران دارد به دلیل دوستی خود با مجری برنامه حاضر به شرکت در برنامه سلام تهران شده است. این اظهار نظر او سبب شد تا مجری برنامه از پور سرخ بخواهد گذشته ها را کنار بگذارد و با شبکه تهران آشتی کند.
خبرآنلاین
آیا سفر هنرمندان به برزیل مجانی است؟ / پوریا پورسرخ در برنامه سلام تهران
شهاب حسینی از علت واقعی بستری شدنش در بیمارستان می گوید
خبر بستری شدن شهاب حسینی در بیمارستان طی چند روز گذشته در صدر اخبار رسانهها قرار داشت.اخباری که بعضا در فضای مجازی تبدیل به شایعه شد و حتی دلخوری خانواده این بازیگر را به دنبال داشت. طی چند روز گذشته اخبار مربوط به بستری شدن این بازیگر تنها ازطریق نزدیکان او منتشر میشد. اخباری که باعث شد به برخی شایعات دامن زده شود. روز گذشته شهاب حسینی برای اولین بار درباره دلیل اتفاقات رخ داده وبستری شدنش در بیمارستان صحبت کرد. او درباره دلیل اصلی بستری شدنش در بیمارستان گفت: «طی یکسال گذشته در شرایط سختی از نظر روحی و روانی بوده ودلیل عمده این شرایط سخت به غیر از مسائل کاری ناشی از ساخت اولین فیلم بلندم و مشکلات جانبی بود. بیماری خواهرم و پدر و مادرم مرا از نظر روحی خسته و عصبی کرده بود که در نهایت باعث شد در بیمارستان بستری شوم.»
او درباره اظهارنظر پزشکان درباره بستری شدنش گفت: «اسپاسم عضله در ناحیه سینه وقلب باعث شد به بیمارستان بروم که البته دلیل آن هم فشار عصبی بود. سه روز در بخش سی سی یو تحت نظر پزشکان بودم اما خدا را شکر الان وضعیتم خوب است.»
شهاب حسینی درخصوص وضعیت فعلیاش گفت: «تلاش میکنم به زندگی عادی برگردم. دوران نقاهت و پیگیری برای انجام تعهدات قبلیام در حیطه سینما را همزمان پشت سر میگذارم. دوست ندارم وقفهای در انجام تعهداتم به وجود بیاید. همین وقفه از نظر روحی من را اذیت میکند.»
این بازیگر ضمن تشکر از همه مردم و کسانی که طی این مدت جویای حالش بودند گفت: «واقعا از لطف مردم، دوستان و همکارانم سپاسگزارم و از صمیم قلب تشکر میکنم. امیدوارم بتوانم محبتهای این دوستان را در خوبیها و خوشیها جبران کنم و ازخدا میخواهم هیچ کس چنین شرایطی را تجربه نکند.»
روزنامه بانی فیلم
شهاب حسینی از علت واقعی بستری شدنش در بیمارستان می گوید
دلایل محبوبیت رضا عطاران + عکس
او می تواند در یک فیلم خیلی معمولی راه برود اما همه را بخنداند. وقتی مشغول حرف زدن با اهالی خانه است، ضمن صحبت ها مدام انگشت هایش را روی بخاری بگذارد و از همین شوخی های ریز همه را از خنده روده بر کند.
می تواند در هیبت «آقای جبلی» بدون گفتن هیچ دیالوگی موقع هم قدی کردن با »خانم دارابی» در «ورود آقایان ممنوع!» کاری کند که همه ریسه بروند. او وقتی از دستشویی برمی گردد، هیچ چیز خاصی نمی گوید و فقط دست های خسیسش را می مالد به شلوارش اما همه تا مرز انفجار می خندند.
او حتی وقتی جدی هم هست، باز شیرین است. در «بی خود و بی جهت» یک لحظه هم تلاش نمی کند همه را به خنده بیندازد اما کل کل هایش با احمد مهران فر و همسر بی اعصاب و راننده روی اعصاب، تماشاچی ها را به قهقهه می اندازد. در «ترش و شیرین» یک آدم کاملا بی مسئولیت و آویزان است که می خواهد از همه، چیزی بکند اما باز هم دوستش داریم. این محبوبیت در همه نقش ها و فیلم ها چه رازی دارد؟ ما فکر می کنیم این ۵ دلیل ویژگی هایی است که او را به این کاراکتر محبوب و شیرین تبدیل کرده.
کودکانگی و بی قیدی دارد
آن سوی آدم بزرگ ها
روی مبل لم داده ایم و تلویزیون تماشا می کنیم یا در سالن تاریک سینما توی صندلی مان فرو رفته ایم و روی پرده عریض و طویل، مردی را تماشا می کنیم که کارهایش دست کمی از خواهرزاده چند ساله مان ندارد. گاهی به کارش می خندیم و گاهی وقت ها هم لجمان را درمی آورد. بیشتر وقت ها هم کارهایی می کند یا حرف هایی می زند که فکر می کنیم ما خیلی وقت است بزرگ شده ایم. خیلی وقت است که خیلی از کارها را به حساب آدم بزرگ شدن نباید انجام داد و آن وقت است که تازه داستان ما با آدم های دور و برمان شروع می شود.
ما می خواهیم خود رک، بی قید یا حتی بی ملاحظه باشیم اما ور آدم بزرگوارمان می گوید که باید آدم حسابی باشی. بعد لیست بلندبالایی از باید و نبایدها توی ذهن مان ردیف می شود. لیستی که آن را قبول نداریم و فقط به خاطر برچسب آدم بزرگ بودن باید آنها را رعایت کنیم. حالا ما تبدیل به موجود بلاتکلیف و متناقضی می شویم که خیلی وقت ها رفتارهایش با کارهایش زمین تا آسمان فرق می کند اما عطاران نشان داده که حداقل در نقش هایش اینطور این بلاتکلیفی آدم بزرگ ها را ندارد.
او بی خیال از همه دور و بری های خودش است. از دیوار راست بالا می رود. بلند بلند حرف می زند. به راحتی اعتماد می کند. دروغ های بی اهمیت می گوید. بی پروا زیر خنده می زند و هزار و یک رفتار دیگر که آدم بزرگ ها زیرزیرکی یا به شکل ناخودآگاهی انجام می دهند.
عطاران در آخرین فیلمش (رد کارپت که در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد) با مجموعه ای از همه این رفتارها نشان داد که با عطاران آدم بزرگ چندان فرقی ندارد. آن بی قیدی و کودکانگی اش که همه آدم بزرگ ها سعی می کنند آن را پنهان کنند. او به شکل یک فیلم سینمایی درمی آوردش و بدون کمترین نگرانی روی پرده سینما برای صدها نفر به تماشا می گذارد. او می تواند اینطور رو با خودش طرف شود چون هر چه باشد او عطاران است و بی پروایی مشخصه کارهایش.
کمدی منحصر به فرد دارد
کمدی خاکستری
اسم کمدی که به میان می آید، تصاویر مهران مدیری، رضا عطاران و پیمان قاسم خانی بیشتر از هر کس دیگری به ذهن متبادر می شود. سه نفری که به ضرس قاطع کمدی سینما و تلویزیون ایران را می سازند و دیگران در پله های پایین تر و اغلب دنباله رو آنها محسوب می شوند. هر چند که سبک و مسیر هر کدام از این سه نفر هم بسیار با دیگری متفاوت باشد.
در این میان این عطاران است که کمدی هایش به جراحی دقیق و رئال گونه طبقه متوسط جامعه شباهت دارد و عموم ما در طنزش می توانیم مولفه های زندگی و شخصیتی خود یا اطرافیان را پیدا کنیم. او که اوایل راه، به عنوان بازیگر در طنز آیتمی مدیری و بعد با نویسندگی شروع کرد، خیلی زود مسیرش را به سمت کارگردانی تغییر داد تا تبدیل به کارگردانی شود که بی هیچ حراسی و کاملا بی رحمانه، طبقه متوسط جامعه را وارد قاب تصویر تلویزیون می کند. کاری که تا قبل از او تقریبا بعید به نظر می رسید و البته این تصاویر چنان واقعی و دقیق بود که تنها از کسی مانند او برمی آمد. کسی که آنچنان که در مصاحبه ای گفته بود، خودش ماشین نداشت و با تاکسی و اتوبوس رفت و آمد می کرد (نقل به مضمون) و در قلب این طبقه قرار داشت و انگار از خودشان بود.
با چنین شناختی است که عطاران متفاوت از مدیری و قاسم خانی، جنسی از طنز را خلق می کند که از دل نمایش تناقضات رفتاری و اعتقادی این قشر می آید. برخلاف مدیری که اغلب طنزش را آیتمی برگزار می کند و قاسم خانی که کمدی اش را مدیون قرار دادن شخصیت ها در موقعیتی متفاوت است.
این کارگردان بی هیچ تعارف و رودربایستی و گاهی بی رحمانه مناسباتی را در این قشر از مردم نشان می دهد که اگرچه تلخ است اما در عوض آنها را از حاشیه وارد متن قصه کرده و تبدیل به قهرمانان داستان می کند. قهرمانانی عموما خاکستری که صرفا با نمایش همین مناسبات و تناقضات و به دور از افتادن در دام لمپنی و لودگی، کمدی ایجاد می کنند (نمایش برگزاری مراسم ختم در بزنگاه، رابطه داماد و پدر زن در متهم گریخت و …) همین جنس کمدی است که او را از دیگران متمایز و برتر می کند.
کمدی اشخاص خاکستری واقعی که به ضرورت به سمت سیاهی هم متمایل می شوند و سرشارند از نقاط ضعف گولی، سادگی، پول دوستی، دروغگویی، تظاهر و … که البته به جایش مهربانی، خانواده دوستی، زرنگی و انسانیت هم از خودشان نشان می دهند. تصویری به غایت واقعی و جسورانه که در متهم گریخت، ترش و شیرین و بزنگاه پشت سر هم تکرار و در آخری به اوج رسید؛ و شاید همین آیینه قرار دادن مقابل واقعیت بود که افرادی را خوش نیامد.
شجاعت نقد اجتماعی دارد
مهمترین ویژگی یک مرد ۴۶ ساله
مهمترین ویژگی رضا عطاران بامزگی اش نیست. این درست که کاراکترهای داستان های او را جای دیگری نمی توانید پیدا کنید، درست است که جزییات فراوانی که در هر پلان از کارهایش می بینیم، لذت تماشا را دو چندان می کند و قبول که ریتم قصه هایش تند است و آب نمی بندد اما کارهای او اکثرا با مسائل اجتماعی گره خورده اند. او شیفته دقت و توجه به آدم ها و موقعیت های ظاهرا «معمولی»جامعه است. کسانی که ما بی اعتنا از کنارشان رد می شویم، برای عطاران «مساله» اند. موقعیت های تکراری هزار بار تجربه شده هم همینطور.
در خانه به دوش قصه اصلی درباره رفتن شخصیت اصلی به مالزی است. درست همان موجی که آن سال ها بخشی از قشر کم درآمد جامعه ایرانی را به خودش مشغول کرده بود. به بهانه این خط قصه (که خب هیچ وقت هم اتفاق نمی افتاد) ما با فضاهایی روبرو می شدیم که اگرچه بین مردم درباره اش صحبت می شد اما رسانه های رسمی علاقه چندانی بهش نداشتند.
رفتن به کشورهای دور و بر برای کار، شرکت هایی که این نقل و انتقال را انجام می دهند، کلاه برداری هایی که برای مراجعه کننده های ناچار و ساده لوح رخ می دهند و … او این نگاه نقادانه اجتماعی را که متعلق به خودش هم هست و مشابهی ندارد، تقریبا در تمام کارهایش دنبال می کند.
در متهم گریخت، خانواده ای از یکی از شهرهای اطراف تهران به پایتخت می آیند چون کاری برای مرد خانواده پیدا شده که در واقع نشده و آنها را آواره می کند. در ترش و شیرین مشکلات آدم پولدارها هم به مال فقیرها اضافه می شود و در بزنگاه نگاه اجتماعی عطاران به مناسبات یک خانواده متوسط ایرانی به اوج می رسد.
اما طنز اجتماعی پدیده خیلی جدیدی نیست. خیلی های دیگر هم سراغ این قبیل داستان ها و کمدی ها می روند. چیزی که مهر اختصاصی عطاران را به سریال هایش می زند، جسارت و شجاعتی است که او در پرداخت موقعیت های معمول جامعه دارد.
قسمت های اول سریال بزنگاه را یادتان هست که در آن رفتار خانواده مرحوم در خانه و در مراسم خاکسپاری و ختم با جزییات تمام به تصویر کشیده شده بود و گاهی آنقدر در بعضی جاها ریز می شد که به بعضی ها حس توهین می داد؟ (شکل محاسبه روز چهلم و بحث مبسوطی که بین اعضای خانواده درمی گیرد، یکی از نمونه های کوچک این ماجراست(.
قضیه همین است. عطاران جسورانه و با همان نگاه تیزبین نقادانه اش وارد موقعیت های عادی زندگی مردم می شود و این قدرت را دارد تا از دل آن «هیچی» بهترین و جذابترین درام های اجتماعی سال های اخیر تلویزیون را بیرون بیاورد. مهمترین ویژگی رضا عطاران بامزگی اش نیست، شجاعت و جسارتش است.
با مخاطب فاصله ای ندارد
ورود هیات همراه ممنوع
»سلام آقای عطاران! از بچه های همشهری جوان هستیم. شما همچنان نمی خواین مصاحبه کنین؟» عصر یک روز بارانی بود، توی سالن سینما عصر جدید. با احسان عمادی رفته بودیم سینما. بخاری قدیمی جلوی بوفه، طبق معمول بوی نفت می داد و دخترها و پسرها طبق معمول روی سکوی پایین پله ها نشسته بودند در انتظار شروع شدن «ورود آقایان ممنوع«
رضا عطاران، کمی آنطرف تر، آنجایی که میز و صندلی های پلاستیکی چیده اند، داشت قدم می زد. مثل همیشه کلاه خاصی روی سرش بود. ریش هایش را اصلاح نکرده بود. یک کت تک خاکستری به تن داشت و گهگاه نگاهی به ساعتش می انداخت. او هم آمده بودفیلم را اینجا تماشا کند. برعکس همه سلبریتی هایی که می روند سینما آزادی یا اریکه یا نهایتا پردیس ملت.
تنها آمده بود، برعکس ستاره هایی که یک دوجین عاشق و فدایی و پیشقراول و هیات رسمی همراه خودشان می کنند. توی چشم کسی نگاه نمی کرد. حتی کلاهش را بالاتر نمی برد که شک تین ایجرهایی که پف فیل می خوردند و با کنجکاوی نگاهش می کردند برطرف شود. اینقدر رفتارش معمولی بود که شک می کردی واقعا رضا عطاران باشد.
سوالمان را که شنید، از همان خنده های صدادار معروف خودش کرد و گفت: «خوبین؟ بچه ها خوبن؟ اسمتون چیه؟» خودمان را معرفی کردیم. دستمان را گرفت و برد کنار صندلی های پلاستیکی «چشمای منو نیگا کنین! خیلی سرم شلوغه این روزا، حتی نمی رسم بخوابم، چه برسه به مصاحبه. یه وقت فک نکنین دارم کلاس می ذارما، نمی رسم جان ایمان!«
این کلمه آخر را یک جوری زیرپوستی گفت که فکر کردیم واقعا پسرخاله ایم. دست دادیم و خداحافظی کردیم. تا وقتی فیلم شروع شود، اوضاع عطاران واقعی همینجوری بود. گهگاه آدم ها می آمدند سراغش، همان صدای خنده آشنا بلند می شد. یک گپ و گفت دو دقیقه ای شکل می گرفت و نهایتا به یک عکس سلفی دو سه نفره ختم می شد. آن شب، آنجا، وسط بوی قاطی شده نفت و باران، رضا عطاران همان قدری ساده و دوست داشتنی بود که چند دقیقه بعد توی ورود آقایان ممنوع می دیدیمش.
بی حاشیه است
جدی نگیرید!
همسر او از اهالی سینماست. نام او را می دانید؟ یک بار در فیلم «صندلی خالی» با خودش همبازی بوده؟ عطاران احتمالا دستمزد بالایی می گیرد. این حداقل حق اوست اما می دانید چقدر؟ تال به حال شنیده اید که فقط برای یک بار عددی نجومی درباره قرارداد او منتشر شود؟ به گوشتان خورده که او زد و بند و رازهایی مگو در پشت پرده سینما و زندگی شخصی اش داشته باشد؟
نه، چون او بی حاشیه است. چون او ترجیح می دهد در متن زندگی کند. حتی وقتی برای چند سال ممنوع شد، رفت ازدواج کرد و یک دفتر پخش مواد غذایی زد و با یک وانت آبی در سوپرمارکت های شهر چیپس و مربا و پفک پخش کرد. خودش هم هنوز نمی داند آن چند سال چرا ممنوع از کار بوده اما برایش مهم نیست.
برای او اهمیت ندارد که دیگران از حرف های جنجالی او، از «من آدم رکیکی هستم و به سینمای سخیف تعلق دارم» و از «شلوار پایین کشیدن برای خنداندن مردم» کوه بسازند. او بلد است توضیح بدهد «از نظر من خیلی از این مواردی که شما به عنوان شوخی رکیک ازش یاد می کنید، مسائلی است که در تمام زندگی شما در جریان است. هیچ کدام از این بخش ها مثل فحش دادن و … مواردی نیست که نخواهیم از آنها صحبت کنیم.»
او می تواند کاری کند که اعتراض بزرگی مثل مشایخی به حرف هایش را به یک دعوای پوچ تبدیل نکند و به راحتی توضیح دهد که این نقل قول از او فقط یک سوءتفاهم ساده بوده و همه به این حرفش اعتماد کنند چون او با خودش، با زندگی اش و با مردم صادق است. چون اعتقاد دارد «دنیا را نباید جدی گرفت. اصلا همین جدی گرفتن بیخودی دنیاست که یک جمله ساده از من اینقدر بزرگ می شود، بدون اینکه اصلا توجه کنند من چی گفتم … بابا داریم کار می کنیم که بگذرد. آن بازی کودکانه ای که داشتیم حالا (با سینما) یک خرده جدی تر شده.»
او به خاطر همین تمیز زندگی کردن، گیر حاشیه ها نمی افتد و هنوز همان بچه دوست داشتنی محله «ضد» مشهد است که خلاف سنگینش سیگار کشیدن است و آواز خواندن در خلوت های خودش.
همشهری جوان
دلایل محبوبیت رضا عطاران + عکس
محمدرضا گلزار از فیلم جدیدش می گوید
«محمدرضا گلزار» در مسیر جدید فعالیتهای هنری خود، بازی در دو فیلم «دلم میخواد» به کارگردانی بهمن فرمانآرا و «مادر قلب اتمی» به کارگردانی علی احمدزاده را انتخاب کرده است. البته پیش از اینها قرار بود در فیلم «لبه پرتگاه» به کارگردانی بهرام بیضایی بازی کند که در نهایت ساخت آن فیلم منتفی شد. او همچنین قرار بود در فیلمهایی همچون «سربازان جمعه»، «مهمان مامان»، «دعوت» و… بازی کند که این اتفاق نیفتاد.
در سینمای ایران، محمدرضا گلزار به عنوان «ستاره»ای شناخته شده که مردم تمایل دارند با خرید بلیت سینماهایی که فیلم های او را به نمایش درمیآورند، نظارهگر فیلمهایش باشند؛ عنوانی که در سینمای ایران بعد از پیروزی انقلاب کمتر کسی توانست آن را از آن خود کند. در ابتدا او یکی از نوازندگان گروه موسیقی «آریان» بود. از سال۱۳۷۶ به عنوان گیتاریست با این گروه همکاری کرد؛ همکاریای که البته نافرجام بود و ادامه نیافت. گفته میشود او به تازگی گروه موسیقیای تحت عنوان REZZAR را به نام خود به ثبت رسانده و قصد دارد خوانندگی را هم تجربه کند. او در عین حال نخستین مردی است که بعد از انقلاب به عنوان «فتو مدل» فعالیت کرد.
با توجه به اینکه گلزار مدتی از سینما دور بود، فرصتی فراهم شد تا با او گفتوگویی کوتاه انجام دهیم که پیش روی شماست:
این روزها مشغول چه کاری هستید؟
به تازگی بازی در فیلم سینمایی «مادر قلب اتمی» را به پایان رساندهام. این فیلم فضای بسیار متفاوتی دارد و فکر میکنم اولین نمایش آن در جشنواره سی وسوم فجر باشد.
معمولا حضورتان در فیلمهای سینمایی به شکل «ستاره» مطرح شده، اما اخیرا در فیلم «دلم میخواد» به کارگردانی بهمن فرمانآرا در جایگاه بازیگر – نقش پسر رضا کیانیان- ایفای نقش کردهاید. دلیل آن چیست؟
هر فیلم و کارگردانی شرایط خودش را دارد. بهمن فرمانآرا یکی از نسل طلایی موج نوییهای دهه ۵۰ است که همچنان سرزنده و سرحال فیلم می سازد. دنیای خاص خودش را دارد و هرگز به هر قیمت و هر کیفیتی فیلم نمیسازد. همکاری با خالق «شازده احتجاب»، «بوی کافور عطر یاس» و «خانهای روی آب» لذت بسیاری برایم داشت که طعم شیرینش همچنان با من است.
اخیرا در خبرها خواندهام عازم برزیل هستید و مایلید به عنوان «یار دوازدهم»، مشوق و یاریگر عاطفی تیم ملی کشورمان در جام جهانی فوتبال باشید. انگیزه و دلیل این همراهی چیست؟
تیم ملی افتخار هر ایرانی در هرجای دنیاست. من هم از این قاعده مستثنا نیستم. تیم ملی ایران امسال بدون دغدغه به جام جهانی صعود کرد، اما در گروه سختی قرار گرفت. به عنوان یک ایرانی دوست داشتم نقشی هرچند کوچک در موفقیت تیم ملی فوتبال کشورم داشته باشم و به عنوان یک هوادار در برزیل همراهشان باشم. البته تا این لحظه حضورم در برزیل قطعی نشده و به دلایلی ممکن است فرصت همراهی با تیم ملی را در جام جهانی از دست بدهم.
آقای گلزار! شما را به عنوان ستارهای میشناسیم که مردم با خرید بلیت سینما، فیلمهایتان را تماشا میکنند. اما میخواهم در نهایت بیرحمی سوالی را مطرح کنم. اگر از این به بعد هر فیلمی بازی کنید که دیگر نفروشد، واکنشتان چه خواهد بود؟
به عقیده من فروش یک فیلم به عوامل زیادی بستگی دارد که مهمترینشان فیلمنامه و بازیگر هستند. به عنوان یک بازیگر وقتی پیشنهاد بازی در فیلم به من میشود همه جوانب را در نظر میگیرم. این دیگر به هوش و انتخاب من برمیگردد که فیلمهایم پرفروش باشد یا نه. در کنار کیفیت، وجه تجاری فیلم هم برایم اهمیت دارد. جدا از برخی اشتباهات که در کارنامه هر بازیگری وجود دارد من سعی میکنم این شاخصها را در انتخابهایم رعایت کنم. به نظر من فروختن یا نفروختن یک فیلم شانسی و اتفاقی نیست. پخشکننده، شرایط اکران، تبلیغات و… فقط در بیشتر یا کمترشدن فروش تاثیر دارند. اما بخش اعظم گیشه از قبل قابل پیشبینی است.
تماشاگران سینما تا امروز فرصت داشتهاند وجه دیگری از حضور شما را در فیلمهایی همچون «شام آخر»، «بوتیک» و «آتش بس» ببینند. نظرتان درباره این نگاه چیست؟ اصلا دوست دارید این نوع فیلمها را بازی کنید؟
از پیشنهادهای متفاوت استقبال میکنم، اما اصراری به بازی در نقشهای عجیب و غریب ندارم. اگر در راستای یک قصه خوب نقش متفاوتی به من پیشنهاد شود حتما میپذیرم. من همیشه سعی میکنم بهترین بازیام را انجام دهم، طبیعی است این بازی خوب در فیلمنامهای منسجم به چشم منتقد بیاید. نمونهاش فیلم «بوتیک» یا «آتشبس» است که یک تیم حرفهای برای به سرانجام رسیدن آن تلاش کردند که خروجی آن، هم باب میل تماشاگران بود و هم منتقدان.
روزنامه شرق
محمدرضا گلزار از فیلم جدیدش می گوید
عکس های جدید لیلا حاتمی در مهمانی شام Dior و مجلۀ ELLE
لیلا حاتمی در مهمانی شام Dior و مجلۀ ELLE در جشنواره کن ۲۰۱۴
عکس های جدید لیلا حاتمی در مهمانی شام Dior و مجلۀ ELLE
۱۳۹۳ خرداد ۵, دوشنبه
زوج هاي عاشق هاليوودي كه از هم جدا شدند! +عکس
یکی از مهم ترین جنبه های دنیای سوپراستارها که مورد توجه رسانه ها قرار می گیرد، زندگی خصوصی و شخصی آنهاست.
در ماه ژوئن، کیتی هولمز از دادگاه تقاضای طلاق از تام کروز داد. این زوج در سال ۲۰۰۶ با هم ازدواج کرده بودند.
به گزارش رسانه ها، جاستین بیبر و سلنا گومز در ماه نوامبر از هم جدا شدند. این دو نفر از ماه فوریه ۲۰۱۱ با هم نامزد کرده بودند.
راسل کرو و همسرش دانیل اسپنسر در ماه اکتبر جدا شدند. آنها در آوریل ۲۰۰۳ با هم ازدواج کرده بودند.
ایمی پولر و همسرش ویل آرنت پس از ۹ سال زناشویی در ماه سپتامبر جدا شدند.
هایدی کلوم و همسرش سیل (Seal) پس از ۷ سال زناشویی، در ماه ژانویه جدایی خود را اعلام کردند.
دانیکا پاتریک و همسرش پل هاسپنتال پس از ۷ سال زندگی مشترک، در ماه نوامبر طلاق خود را اعلام کردند.
آدام لووین، خواننده گروه Maroon 5 و آن ویالیتسینا، مدل ویکتوریاز سیکرت، در ماه آوریل جدا شدند.
جانی دپ و ونسا پارادی پس از ۱۴ سال، در ماه ژوئن جدا شدند.
دنیس کواید و همسرش کیمبرلی پس از ۸ سال زندگی مشترک در ماه سپتامبر از هم جدا شدند.
جایمون هونسو و کیمورا لی سایمونز پس از ۵ سال، در ماه نوامبر جدا شدند.
به گزارش رسانه ها، اشلی سیمپسون و همسر هنرپیشه اش، وینسنت پیازا در جشن شکرگزاری از هم جدا شدند. این دو حدود یک سال و نیم با هم نامزد بودند.
دنی دیویتو و همسرش ریا پرلمن پس از ۳۰ سال زناشویی، در ماه اکتبر متارکه کردند.
زوج هالیوودیدنیل رادکلیف و رزی کوکر پس از حدود یک و سال نیم نامزدی، در ماه اکتبر جدا شدند. این زوج وقتیکه کوکر به عنوان معاون تولید کار می کرد با هم آشنا شدند.
هایدن پانتیر و اسکاتی مک نایت، بازیکن NFL در ماه نوامبر جدا شدند.
جو و تینا سیمپسون، والدین جسیکا و اشلی سیمپسون، پس از ۳۵ سال زندگی مشترک در ماه اکتبر از هم جدا شدند.
کمونه
زوج هاي عاشق هاليوودي كه از هم جدا شدند! +عکس
پارسا پیروزفر، پسر چشم آبی که هیچوقت مصاحبه نمی کند! +عکس
هر چند امروز دیگر سینمای ایران ستاره محور نیست و با تغییر سطح فرهنگی مخاطب عام تنها فیلم هایی می توانند فروش کنند که از کارگردانی و فیلمنامه خوبی برخوردار باشند اما اواخر دهه ۷۰ سینما به سمت ستاره پروری و ستاره سازی رفت.
همان زمان بازیگرانی به ناگهان مطرح شدند و انگ مانکن های چشم آبی به آنها خورد. بسیاری از تهیه کننده ها برای استفاده از آنان در فیلم خود سر و دست شکاندند. بعضی از آنها با تغییر جهت مسیر خود بار هنری و ارزشمند کارنامه کاری شان را بالا بردند و این انگ را از پیشانی شان پاک کردند. آنها که آینده نگری نداشتند در مسیر خود باقی ماندند و امروز به حاشیه سینما رفته اند اما پارسا پیروزفر با آنکه اولین چشم آبی سینمای ایران بود در هیچ یک از این دو دسته نگنجید.
ظاهرا از اولین روز ورودش به سینما تصمیم خود را گرفته بود. او نمی خواست مثل بقیه باشد. البته این مثل همه نبودن گاهی به ضررش تمام شد. پارسا پیروزفر بعد از سه سال با فیلم «زندگی جای دیگریست» به سینما آمده است.
چند روز پیش هم هیات داوران «جشن بازیگر» او را به عنوان نامزد بهترین بازیگر تئاتر سال ۹۲ برای بازی در نمایش «سنگ ها در جیب هایش» در کنار ۳۴ بازیگر دیگر معرفی کرد. به همین بهانه گزارشی تهیه کردیم از روند کاری عجیب و غریب این بازیگر که بعد از ۲۲ سال همچنان میان ستاره بودن و ستاره نبودن بلاتکلیف است.
اغلب بازیگرانی که تبدیل به ستاره شدند توسط محمدرضا شریفی نیا به سینما معرفی شده اند. برای همین با او که به گفته خودش تاثیر بسیاری در شناخته شدن پارسا پیروزفر در سینما داشته درباره فراز و فرودهای کارنامه کاری این بازیگر گفتگو کردیم.
پارسا پیروزفر را من به داریوش مهرجویی معرفی کردم. او را برای نقش زائر و فرهاد جم را برای نقش نامزد پری در نظر داشتم. پارسا دانشجوی رشته نقاشی بود. چهره او برای نقش زائر فیلم پری خیلی مناسب بود. البته قبل از پری هم برای یک فیلم از او تست گرفته بودیم. قرار بود در فیلم «روز واقعه» به جای «علیرضا شجاع نوری» بازی کند اما موسسه فارابی اصرار داشت از یک بازیگر معروف برای فیلمش استفاده کند. پارسا هم آن زمان هنوز معروف نبود و قسمت نشد در فیلم بازی کند. فیلم های زیادی به پارسا پیروزفر پیشنهاد می شد اما او دوست نداشت در آنها بازی کند.
دلخوری ایرج قادری از پارسا پیروزفر
بعد از فیلم پری یک قرار ملاقات گذاشتیم و با هم صحبت کردیم. از او پرسیدیم دنبال چه چیزی هستی؟ در سینما به چه نوع کارهایی علاقه داری؟ او گفت فقط می خواهم در فیلم های خیلی خوب بازی کنم. او می خواست فقط با کارگردانان مطرح و معتبر کار کند. اگر نگاهی به کارنامه کاری اش بیندازید می بینید که خیلی جاها کوتاه نیامده. یادم است که ایرج قادری برای فیلم طوطیا می خواست با او کار کند.
قادری فقط یک عکس از او در فیلم «پری» دیده بود. دوست داشت خودش را ببیند و با هم صحبت کنند. برای همین قرار گذاشتیم و هر سه با هم به یک رستوران رفتیم. ایرج قادری او را برای نقش اصلی فیلمش می خواست. پارسا پرسید چه زمانی فیلم شما کلید می خورد و بعد از جواب ایرج قادری گفت همان زمان بهرام بیضایی می خواهد کار جدیدش را شروع کند، برای همین نمی توانم پیشنهاد شما را بپذیرم.
ایرج قادری پرسید مگر شما قرار است در آن فیلم بازی کنید؟ گفت نمی دانم ولی نمی خواهم اگر بیضایی بخواهد در فیلمش بازی کنم درگیر بازی در فیلم دیگری باشم و نتوانم با او کار کنم.
ایرج قادری یک نگاه عجیبی به من کرد و وقتی پارسا رفت گفت می خواهم به او نقش اول بدهم در آن بازی کند، حالا او می خواهد منتظر بنشیند که اگر احیانا بهرام بیضایی فیلم ساخت شاید یک نقشی هم به او بدهند. بعد با خنده گفت به نظرت پارسا پیروزفر حالش خوب است؟
اما من فکر می کنم به هر حال هر کسی برای خودش آرزوهایی دارد و می خواهد مسیر زندگی اش را بر پایه آنها تعیین کند. به ایرج قادری گفتم شما کارگردان خوبی هستید اما پارسا دوست دارد در فیلم های خاص بازی کند، نباید از او دلخور شوید.
با «در چشم باد» از سینما فاصله گرفت
بعد از فیلم «پری» پارسا پیروزفر به دنبال علاقمندی هایش رفت و در فیلم هایی که دوست داشت بازی کرد. دوباره یکدیگر را ملاقات کردیم. با او صحبت کردم که کمی از انتظاراتش کم کند. به هر حال یک بازیگر خوب اگر در یک فیلم متوسط هم بازی کند می تواند سطح کلی فیلم را ارتقا بدهد. به او گفتم بد نیست کار در بدنه سینما را هم تجربه کند.
قبل از آن اگر پیشنهاد ویژه ای برای بازی در فیلم هایی که دوست داشت وجود نداشت، نقاشی می کرد و مجسمه می ساخت. البته الان هم همینطور است. پارسا خیلی آدم فعال و پرتلاش و اهل مطالعه است اما به هر حال در یک دوره ای بعد از صحبتی که با هم کردیم در چند فیلم که مربوط به بدنه سینما بود هم بازی کرد.
فیلم هایی مثل «نقاب»، «دختری به نام تندر» و … بعد هم در «زن زیادی»، «مهمان مامان»، «اشک سرما» بازی کرد که چند جایزه هم برای آنها گرفت. آن زمان دوران پرکاری پارسا پیروزفر بود تا اینکه با او برای نقش «فرید» در سریال «کلاه پهلوی» صحبت کردم. همان نقشی که امیر «امیر علی دانایی» آن را بازی کرد. حتی قرارداد هم بستیم. به او گفتم وقتی بازی ات در کلاه پهلوی شروع شد از آنجا که فیلمبرداری زمان زیادی می برد، من هماهنگ می کنم که به کارهای سینمایی ات هم برسی. کمی بعد «مسعود جعفری جوزانی» برای سریال «در چشم باد» به او پیشنهاد کاری داد.
به من گفت دوست دارد با جوزانی کار کند. من هم گفتم «در چشم باد» هم کار خوبی از آب در می آید اما نقش تو در آن یک نقش کلیدی است و از آنجا که چندین سال وقت تو را تمام مدت می گیرد، دیگر نمی توانی به فیلم های سینمایی برسی، در صورتی که این امکان در کلاه پهلوی برای تو وجود دارد. «کلاه پهلوی» دیرتر از زمانی که مشخص کرده بودیم کلید خورد و نهایتا پارسا تصمیم گرفت که به «در چشم باد» برود.
در نهایت آنچه انتظارش را داشتم پیش آمد. پارسا تمام وقت خود را برای «در چشم باد» گذاشت و به مدت پنج سال از سینما دور ماند. امین حیایی را هم من برای سریال «کلاه پهلوی» به «ضیاءالدین دری» پیشنهاد کردم و آوردم. او همزمان با این سریال توانست در چند فیلم سینمایی هم بازی کند.
سال ۸۳ تغییر مسیر داد
ستاره شدن در سینما رابطه مستقیمی با حضور داشتن روی پرده سینما دارد. پارسا پیروزفر بازیگر خوب و خوش اخلاق و اهل مطالعه ای است. او همه ویژگی های خوب یک ستاره را دارد اما نخواست که ستاره شود. او اصلا اهل جنجال و حاشیه نیست و حتی تا به حال با هیچ نشریه ای مصاحبه نکرده است. در حقیقت هیچ ارتباطی با مخاطبان سینما و هوادارانش نداشته است. او مسیری را انتخاب کرده تا از ستاره شدن دور بماند.
او تا قبل از «در چشم باد» خیلی در سینما فعال بود و سال به سال بیشتر رشد می کرد اما مسیر او از سال ۸۳ تغییر کرد. طبیعتا وقتی بازیگری که رو به ستاره شدن پیش می رود چندین سال در صحنه نباشد، آدم های دیگری جای او را می گیرند هر چند که پارسا پیروزفر از نظر من یک ستاره است.
ماجرای عجیب سکوت ۲۲ ساله پارسا پیروزفر و فرار او از گفتگو با رسانه ها
بازیگری که خودخواسته در سایه ماند
در سینمای ایران برعکس تمام دنیا بازیگرانی که معیارهای ستاره شدن را داشتند در سنین پایین به این لقب دست پیدا کردند. در هالیوود بزرگترین بازیگران سینما در میانسالی تبدیل به ستاره شدند. مثلا «رابرت دنیرو» در ۲۵ سالگی فیلم «جشن عروسی» را بازی کرد و در ۳۵ سالگی «راننده تاکسی» را.
شاید ستاره شدن بازیگران ایران در سن کم باعث شد که بعد از چند سال ستاره ها از سر دوش شان بیفتد و دیگر نتوانند مخاطب عام را جذب کنند چرا که در چند سال اخیر سطح سلیقه فرهنگی مخاطبان سینما بالا رفت. مردم از ستاره سینما انتظار بازی خوب داشتند، بازی که فراتر از چهره جذابشان بتواند مخاطب را جذب کند. از لیست کوتاه ستاره های سابق سینما بازیگرانی به کار خود ادامه دادند و توانستند انتظارات مخاطب را برآورده کنند که دیگر خامی گذشته را در کار خود نداشتند.
هر چند امروز دیگر به دلایل مختلف ستاره از سر مخاطب سینما افتاده است اما شاید پارسا پیروزفر بیش از هر ستاره دیگری قابلیت ستاره شدن داشت. او وسواس خاصی در انتخاب نقش ها دارد و جز چند فیلم که متعلق به بدنه سینما است، باقی فیلم های او آثار قابل قبولی هستند.
او هیچ وقت مصاحبه نمی کند
عوامل بسیاری بازیگر را به سمت ستاره شدن می برند که یکی از آنها ارتباط با مخاطب است. پارسا پیروزفر بسیار کم حرف است و به گفته نزدیکان و دوستان او در سینما، بیشتر وقت خود را صرف نقاشی و مطالعه می کند. در طول ۲۲ سال فعالیت او در سینما و تلویزیون هیچ گفتگویی از او منتشر نشده است. او حتی در بازیگری هم ترجیح می دهد کمتر از دیالوگ استفاده کند!
معمای حل نشده پارسا
«تهمینه میلانی» بعد از همکاری با پیروزفر در فیلم «زن زیادی» در مصاحبه ای گفته است: «پارسا پیروزفر علاقه زیادی به برقراری ارتباط از طریق دیالوگ با تماشاگر ندارد. او ترجیح می دهد که به جای استفاده از دیالوگ های مستقیم، در صورت امکان از میمیک صورت و بدن پیام خود را برساند.»
رودست خوردن پارسا پیروزفر
با اینحال اواسط سال ۸۳ روزنامه «بانی فیلم» مصاحبه ای با این بازیگر منتشر کرد. پیروزفر درباره چیزهایی حرف زده بود که به نظر چندان جدی نمی آمد برای همین کمی عجیب به نظر می رسید که روزنامه نگاری که با او مصاحبه کرده با وجود سوال های مهمی که می توانست بپرسد؛ درباره مسائل سطحی حرف زده باشد.
در لید آن گفتگو اشاره شده بود سوال و جواب ها مربوط به یک سایت کانادایی فارسی زبان است. همان روز پیروزفر گفتگویش را تکذیب کرد و در جمعی خصوصی پرده از ماجرا برداشت. خبرنگاری به او گفته اطلاعاتی برای تکمیل بیوگرافی اش می خواهد اما کم کم سوال ها شکل گفتگو به خود گرفته است. پارسا پیروزفر هم متوجه رودست خوردنش می شود و تلفن را قطع می کند.
سال بعد برای اولین بار به مطبوعات اعتماد می کند و تصمیم می گیرد به همه ابهاماتی که درباره خودش وجود دارد پاسخ دهد. یک گفتگو با مجله فیلم انجام می دهد اما وقتی متن مکتوب مصاحبه قبل از چاپ برای گرفتن تایید از طرف او به دستش می رسد پشیمان می شود! بنابراین از تنها گفتگویی که این بازیگر انجام داده تنها دو نسخه وجود دارد، یکی در کشوی میز خانه پیروزفر و احتمالا دیگری در کشوی میز سردبیر مجله فیلم!
روزنامه هفت صبح
پارسا پیروزفر، پسر چشم آبی که هیچوقت مصاحبه نمی کند! +عکس